
عبدالرسول عبودیت
چکیده: مکان ویژگیهای شناختهشدهیی دارد که همة متفکران پذیرفتهاند؛ مانند اینکه مکان ظرف متمکن است، متمکن مکان را پر میکند؛ امکان ندارد دو متمکن در یک زمان و در یک مکان وجود یابند، متمکن میتواند با حرکت مکان را طلب کند یا آن را ترک کند، مکان، قابل انقسام به مکانهای کوچکتر است و… ازاینرو، وجود مکان در خارج امری بدیهی تلقی شده است. اگر اختلافنظری وجود دارد، در ماهیت مکان است؛ اینكه آن شیئی که دارای ویژگیهای پیشگفته است، چیست. در این میان، آرائی وجود دارد که بوضوح با برخی از این ویژگیها سازگاری ندارد و از اینرو مردود شناخته شده است؛ مانند اینکه مکان جسم همان مادة جسم یا همان صورت آن است و… . رأی ارسطو بیش از همه مقبول افتاده و فارابی و ابنسینا آن را پذیرفتهاند. ایشان برآنند که مکان سطح درونی جسم حاوی است که با سطح بیرونی جسم محوی مماس است. پس از این رأی، نظری که مکان را بعد مجرد میداند در میان فیلسوفان نامدار طرفدارانی دارد. رأی برخی متکلمان مبنی بر اینکه مکان همان فراغ متوهم است، چون همان قول به خلأ است، از نظر فیلسوفان مردود است. سرانجام، با دیدگاه فیلسوفان متأخرتر مواجهیم که مکان را به حجم تأویل كردهاند.
منبع: تاریخ فلسفه، شماره 29، تابستان 1396