پیوندهای فکری مولانا با بهاولد، افلاطون

پیوندهای فکری مولانا با بهاولد، افلاطون

نویسنده: فاطمه حیدری

چکیده: آدمی وارث علوم و معارف نیاکان خویش است، اما کم یافت می شود کسی که دانش مضبوط در ضمیر خود آگاه فردی و جمعی را در قالب چند ده هزار بیت سطر اشکار کند و قرن ها، عام و خاص را میهمان و مجذوب اندیشه های الاهی نماید و سروده های معنوی خود را صیقل ارواح بخواند. دریافت خاست گاه فکری مولانا به همان اندازه دشوار است که بخواهیم سرچشمه رودی را در اعماق جنگلی انبوه جست و جو کنیم، اما ان چه از ظاهر مثنوی و ورای صورت آن برمی اید مهم ترین منبع تغذیه روحانی سراینده آن، قرآن و معارف اسلامی است. برخورداری مولانا از اقبال تلمذ در محضر استادانی چون پدرش، برهان الدین محقق ترمذی، شمس تبریزی و افراد نام دار و بی نام عصر خود و بهره مندی از علوم منقول و مکتوب اعصار گذشته، مثنوی را به منشوری کثیر الوجوه مانند می کند تا باز تاباننده اندیشه های اسلامی، ایرانی، یونانی، هندی و سامی باشد. مقصود این مقاله یاداوری برخی پیوندهای فکری مولانا با بها ولد و افلاطون و فلوطین است که به اجمال با ذکر برخی شباهت ها در موضوعات مربوط به خدا ره روی، سنخیت، عشق و موطن اولیه بیان شده است.

پژوهشنامه فرهنگ و ادب پاییز 1388 شماره 9

دریافت مقاله

منبع: پرتال جامع علوم انسانی

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.