صدف نعيمي كارشناسارشد كتابداري و اطلاعرساني سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران (اداره كل تنظيم و پردازش اسناد)
2) فاطمـه اسفــندياري كارشناسارشد كتابداري و اطلاعرساني سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران (اداره كل پژوهش و آموزش)
نگاهي به منصب شيخالاسلامي در فرمانهای دوره قاجاربه روایت
اسناد تاريخي
صدف نعيمي [1]
فاطمه اسفندياري[2]
چكيده:
از اهداف مهم پژوهشهای تاریخی؛ شناخت دقیق تاریخ ملّی با استفاده از اسناد تاريخي است كه در اين پژوهش سعي شده است تا با دستيابي به اسناد تاريخي موجود در سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران، که ضمن معرفی چند سند فرمان درخصوص شيخالاسلام علي مرندي از علماي دوره قاجاریه، از جمله: فرامين عباسميرزا ولیعهد و محمدشاه قاجار درخصوص اعطاي «معافيت از ماليات ديواني به شيخالاسلام مرندي»، «فرمان ناصرالدينشاه جهت برقراري مستمري به سيدعلي شيخالاسلام مرندي» به همراه توشیح وی، «فرمان مظفرالدينشاه در مورد مأموريت شيخالاسلام به طواف و زيارت مكه» است، و همچنین به بررسي و تحليل فرمان از لحاظ اجزاء و اضافات پرداخته شده است تا روشن شود كه فرمانهاي عهد قاجار در كل چگونه بوده است.
واژگان كليدي: فرمانها و احكام، طغرا، توشیح، تحمیدیه، شيخالاسلام، عباسميرزا قاجار (1249- 1203ق.)، ناصرالدينشاه قاجار (1313- 1247ق.)، مظفرالدينشاه قاجار (1324- 1269ق)، اسناد تاريخي، مرند.
فرمانها
اسناد تاريخي كه بخشي از محتويات بايگانيها است امروزه از مهمترين منابع پژوهش مي باشند كه در اصطلاح پيشينيان به «سلطانيات، ديوانيات، اخوانيات» تقسيم مي گردند. فرمان در زمرة سلطانيات قرار ميگيرد. كه به دستور كتبي پادشاه[3] و نيز كليه ديوانياتي كه حاكي از اوامر و دستورات و مصوبات پادشاهان بوده و به مهر و طغراي آنها مي رسيده اطلاق ميشده است. در تداوم ديواني تا دورة قاجاريه هم ظاهراً لفظ فرمان، نوع خاصي از دستورات و احكام نبوده است بلكه منشيان و دبيران به مقتضاي حال آن را به جاي هر يك از اقسام نوشته هاي ديواني: مثل منشور، مثال، حكم و مشابه آنها به كار ميبرده اند. به طوري كه در عهد غزنوي به فرمان پادشاه، گاه منشور ميگفتند.[4] گاه به فرمان پادشاه مثال نيز ميگفتند.[5] در عهد ايلخانان به فرمان پادشاه يرليغ اطلاق مي شد…».[6]
گاه نيز به دستور پادشاه، حكم نيز گفته ميشد[7] نشان، پروانچه، رقم نيز به عنوان فرمان به كار مي رفته است. در عهد ايلخانان بنا به نوشتة جامع التواريخ رشيدي به سواد فرمانها «نشان» و به نسخهبرداري از روي فرمانها و يرليغها «نشان كردن» ميگفتند.[8] در عهد صفوي نيز به فرمانهايي كه در تآييد فرمانهاي قبلي صادر ميشد « نشان» گفته ميشد.[9] در صدر اين فرمانها عباراتي نگاشته مي شد كه اشاره به نام پادشاههايي بوده است كه ارقام و يا نشانهاي سابق از طرف ايشان صادر شده و نشان حاضر در تأييد آنها بوده است.[10]
در كنار نشان در عهد صفوي به فرمانهايي كه در جهت تأييد فرمان ها و رقم هاي سابق كه جنبه ي مالي داشتند صادر مي شد، پروانچه ميگفتند.[11] اين فرمانها مانند ساير فرمانهاي عهد صفوي داراي تحميديه، طغرا و مهر پادشاهي بودند. در زمينه تفاوت نشان با پروانچه در عهد صفوي بايد گفت كه نشان در تأييد احكامي صادر ميشد كه درباره سيورغالها و تيولات و مناصب و مشاغل كوچك بود. در حالي كه پروانچه براي تأييد ارقامي بود كه جنبه ي مالي در سطح بالايي را داشتند. مثلا ً، تيولات امرا و مناصب عاليه و فتح نامه ها و احكامي كه به امراء و اعيان سرحدات مي دادند.
حال اينكه رقم، عنواني بود براي فرمانهايي كه شخص شاه مستقيماً دستور صدور آنها را مي داد. رقم غالباً براي انتصابات مهم مانند؛ وزارت، استيفا، صدارت، كلانتري، خليفگي ارامنه و امور مالي مانند سيورغال، معافيت، اجازه تصرف موقوفات يا رفع مزاحمت و حمايت از ارامنه صادر ميشد.[12] در توضيحات فوق معاني نشان، پروانچه و رقم، گاه شباهت زياد به هم دارد به طوري كه در هر كدام ممكن است مضمون فرمان اعطاي تيول باشد. تنها ذكر عنوان نشان يا رقم مي تواند تنها علت تمايز اين فرمانها باشد. فرمان همانطوري كه يادآوري شد درهر دوره ي تاريخي با نامي متفاوت شناخته مي شده است.گاه حكم، گاه يرليغ و… ولي در عهد قاجار است كه كلمه ي فرمان رسميت يافت و به كليه ي احكام و دستورات مكتوب پادشاه، فرمان ميگفتند.[13] فرمانهاي دوره ي قاجار را ميتوان به دو دسته متمايز تقسيم كرد: دسته ي اوّل؛ آنهايي هستند كه مضمون آنها اعطاي القاب و واگذاري مناصب و مشاغل بوده است. بر اين گونه فرمانها تا زمان مظفرالدينشاه معمولاًَ طغرا ميكشيدند و پس از ممهور شدن به مهر سطنتي، به توشيح شاه نيز ميرسيد.[14]
دستهي دوم: فرمانهاي خطابي و متضمن دستورالعملها، توصيه ها، سفارشها، و ارائه طريقها بوده و اين دسته پس از ذكر عنوان و «خطاب» با كلمة «بداند»آقاز ميشدند و طغرا نداشتند.[15]
ترکیبات متن فرمان
هر فرمان از دو جزء «متن» و «اضافات» تشکیل میشود. متن یا اصل يك فرمان، شامل شرح مضمون و موضوعی است که علیالاصول سند، دربارة آن نوشته و تنظیم میگردد. مانند موضوع اعطای وزارت، واگذاری منصب استیفا و قضاء، دادن تیول، سیورغال، اقطاع، مواجب، قبول معافیات و بخشها، تعیین موقوفات.
نثر فرمانها در عهد قاجار متاثر از نثری مسجع بود. این نثر مسجع تحت تاثیر نثر عربی از قرون گذشته زمینه های نفوذش بر اثر غلبهی سیاسی اعراب بر ایران فراهم شده بود.[16] با این معنی که در رکن آقازین فرمانها در این دوره سجع به طور وفور به کار میرفت. در عهد قاجار، بکار گیری آیات و احادیث در فرمانها نسبت به دورههای قبل کمتر میشود. به ندرت گهگاهی فرمانی با ذکر آیات و احادیث صادر می شود. از جمله، فرمان وزارت نواب جهانگیر میرزا و حکومت کهکیلویه به اسم عالیجاه حاجی میرزا منصور خان که در رکن مطلع آن به زیبایی از آیات قرآن بهره برده شد[17] و اگر چه در عهد آقا محمدخان قاجار فرمانهای دولتی سعی شد، با انشای مغلق و با کنایات و استعارات استفاده شد.[18] در عهد فتحعلیشاه منشیان درباری در نگارش مکاتیب و احکام منشورها سعی می کردند با بکار بردن سجع و صنایع بدیعی فضل و استادی خود را ظاهر کنند. نمونههای این امر را می توان در کتابهای ترسل و منشآت نظیر منشآت قائم مقام، سفینه الانشاء دید، اگر چه در کتاب منشات قائم مقام سعی شده است. نثری ساده و شیوا را بیان دارد. در هر حال جملاتی که صناعات ادبی و به ویژه مسجع در آن بکار رود بسیار دیده می شود و از جملهی این عبارات مسجع در سفینه الانشاء و… به وفور دیده میشود.[19]
متن فرمانها معمولاً از سه رکن اصلی تشکیل میشد:
- مطلع[20]: رکن مطلع یا مقدمه فرمانها بخش آقازین فرمان بود. می بایستی تا حد امکان زیبا نگاشته شود. منشیان در انشاء و تنظیم آن قدرت و تسلط ادبی خود را نشان میدادند. در عهد قاجار مضمون مقدمهی فرمانها بیشتر توصیف شخصیت صاحب فرمان و کسی بود که فرمان برای او نگاشته میشد.[21] این مقدمه ها متناسب با قدر و منزلت صاحب فرمان، مفصل و کوتاه نوشته میشد.[22] به نحوی که دیده می شود می توان از عبارات مسجع و کار برد صناعات ادبی در مطلع فرمان پی برد که فرمان از انواع فرمانهايی میباشد که برای ادبا و شعرا صادر می شده است. به طوری که در فرمان دیگری از فتحعلیشاه در باب انتصاب منشیالممالک دیوان همایون به اسم مقربالخاقان میرزامحمدتقی منشی، از عبارتی استفاده شده که بیشتر توصیف کنندهی فضای دبیری و کتابت میباشد.[23]
یک مطلع و مقدمهی کامل، معمولاً خود از سه جزء خطاب، القاب و دعا ترکیب می شده است. خطاب گاهی عبارت از حمد و سپاس خدا و زمانی شامل توصیف از شخص مخاطب و یا صاحب فرمان بود. گاهی متضمن شرحی توجیهی بود، که به عنوان دلیل و علت برای صدور فرمان اقامه میشد.[24] القاب باید متناسب با مقام و منزلت صاحب فرمان صادر می شد و از آن جا که در عهد قاجار علاوه بر القاب شغلی، اعطای لقبهای توصیفی نیز متداول گردید اعطای القاب از طبقهی شاهزادگان گذشت و به طبقهی بزرگان و اعیان و اشراف دربارهی رسید بنابراین کار دبیران و منشیان در امر کتابت و نامه نگاری سخت و دشوار شد زیرا در ذکر القاب، وضع اجتماعی و مقام صاحب فرمان، بایستی در نظر گرفته میشد.[25]
متن فرمان و علت اصلی وجود فرمان در این مرحله به اجرا در میآید. در این بخش که به حال یا «شرح اشتیاق» معروف است، منشیان، چون میدان را برای قلم فرسایی و نشان دادن هنر و قدرت قلم خود بالاتر و وسعیتر مییافتند، ضمن بیان موضوع سند، با بکار بردن تشبیهات و استعارات و تلمیحات، مطالب اصلی را به قسمی در لفاف عبارات مسجع میپیچیدند که درک آن بسیار دشوار میباشد.[26] فرمانها غالباً برای انتصابات مانند وزارت، استیفا، صدرات کلانتری و امور مالی مانند سیورغال، معافیت، اجارهی تصرف موقوفات یا رفع مزاحمت از رعایا صادر میشد که گاهی نیز برای ابلاغ رضایت و مرحمت شاهی نسبت به اشخاص یا انجام دستورات شخصی شاه صادر میگردید.
- متن: متن فرمان و علت اصلي وجود فرمان در این مرحله به اجرا در میآید. در این بخش که به حال یا «شرح اشتیاق» معروف است، منشیان، چون میدان را برای قلم فرسایی و نشان دادن هنر و قدرت قلم خود بالاتر و وسعیتر می یافتند، ضمن بیان موضوع سند، با بکار بردن تشبیهات و استعارات و تلمیحات، مطالب اصلی را به قسمی در لفاف عبارات مسجع می پیچیدند که درک آن بسیار دشوار میباشد.[27] فرمانها غالباً برای انتصابات مانند وزارت، استیفا، صدرات کلانتری و امور مالی مانند سیورغال، معافیت، اجارهی تصرف موقوفات یا رفع مزاحمت از رعایا صادر میشد که گاهی نیز برای ابلاغ رضایت و مرحمت شاهی نسبت به اشخاص یا انجام دستورات شخصی شاه صادر ميگرديد.
- خاتمه: خاتمه آخرین قسمت یک متن می باشد. مطالب خاتمهها گاهی عبارت از دستور و توصیه و سفارشی به عمال دولت و گاهی حاوی آرزو و گاهی متضمن دعا بوده است.[28] مطالب پایانی فرمانهای قاجار نیز گاه به حالت توصیه بوده است «در عهد شناسند».[29] گاه خاتمه تنها در بردارندة عبارت « والسلام»[30] گاه فرمان فاقد رکن خاتمه بود. و به طور مستقیم و بدون واسطه متن و رکن شرح اشتیاق به پایان می رسید به عنوان نمونه در قسمت پایانی فرمان وزارت نواب جهانگیر میرزا و حکومت کوهکیلویه به اسم عالیجاه حاجی میرزا منصور خان، متن و رکن شرح اشتیاق بدون رکن خاتمه به پایان رسیده است.[31] در رکن خاتمهی فرمان فتحعلی شاه به جناب سلطانالعلماء حاجی محمدحسین، امام جمعهی دارالسلطنهی اصفهان، از عباراتی متضمن دعا و آرزوی بقای مشارالیه استفاده شده است[32] از جمله عبارات دعایی که در رکن ختام میآمد عبارت بودند.
اضافات فرمان
اجزاء عناصري كه محتوا و مضمنون سند را مورد تائيد ديواني و تاريخي قرار ميدهد. مانند تحميديه، مُهر، توقيع، طغرا، توشيح، تاريخ سند، ظهريه (ثبت دفاتر) و … .
تحمیدیه: که در صدر نامه و بالاتر از مُهر قرار میگرفت. دارای ریشة عربی و از واژة «حمد» گرفته شده به معنی «حمد و سپاس» میباشد. اصولاً علامت نامگذاری این بخش از سند متناسب با کاربرد معنایی این واژه میباشد. زیرا که حمد و سپاس خدایی را در صدر و آقاز فرمان برای آقاز کار لازم و واجب میدانستند. این رسم برای اولین بار در صدر نامهها، توسط عبدالحمیدبن یحیی کاتب مروان معمول گردید.[33] در فرمانهای دورههای مختلف از تحمیدیههای گوناگون استفاده شده است.
از بررسی فرمانهای عهد قاجار مستفاد میشود. هر پادشاه تنها از یک نوع تحمیدیه در صدر فرمان خود استفاده مینموده است. معانی مضامن تحمیدیههای سه پادشاه دورهی اول قاجار تقریباً در یک مضمون لفظی وجود دارد. با این تفاوت که در هر دوره واژهای جدید به تحمیدیة قبلی افزوده نشده است. به طوری که تحمیدیة فرمانهای آقامحمدخان قاجار عبارت بود از «بسم الله تعالی شانه العزیز» برخلاف تحمیدیههای بعدی شاهان قاجار که رنگ تحمیدیهشان طلایی بود و با آب زر آن را مینگاشتند. رنگ مرکب به کار رفته در تحمیدیهی فرمان آقامحمدخان قاجار همچون تحمیدیههای سلاطین قبل از صفویه مشکی بود. با مرکب سیاه نگاشته میشدند. نوشتن تحمیدیه از وظایف منشیالممالک بود.[34]
مُهر: نشانهاي از تصاوير و يا حروف حَك شده بر سطح مواد سخت مانند سنگ، فلز و بر اشياء نرم مانند موم كه بر احكام و كليه امور ديوان ممالك از قبيل عهدنامهها، مكاتبات، اجازهنامهها و … ممهور ميكردند كه براي تضمين قول يا گفتار به كار ميرفت. معمولاً جنس مُهرها از طلا، نقره، سرب و عاج بود و شناخت آنها از طريق مُهرهايي كه بر پاي احكام زده ميشد، انجام ميگيرد. محيط مُهرها در دوران قاجاريه به شكل بيضي و چهارگوش بود. زيرا از نظر آداب خط در اين فضاها امكان كارهاي هنري بيشتر داشته است. سجع مُهرهاي هنرمندانه در قالبي كتيبهنويسي، قصارنويسي و يا مقطعنويسي نوشته ميشد و به صورت دو سطري و دو كسري بودند. مُهر در خلال تاريخ جهان براي سه منظور به كار ميرود:
- اطمينان از سر به مهري و دستنخوردگي محتواي يك نوشته
- جهت تأييد مالكيت
- جنبه قانوني و رسمي داشتن سند.
توقیع: در لغت به معنی «نشان گذاشتن» میباشد. نوشتن عبارتی در پای نامه و کتاب می باشد. ولی در تداول دیوانی، اصطلاح توقیع در معانی دیگر نیز به کار رفته که در برخی مواقع همنام طغرا و گاهی نیز همنام توشیح به کار رفته است. آن چه از توقیع مد نظر ما می باشد نوشتن عبارتی از پادشاه در پای فرمان میباشد. گاه پادشاهان دورة اول قاجار برای تأکید و الزام بیشتر برای اجرای مفاد فرمان، در حواشی و پایین سند مینوشتند.[35]
طغرا:. طغرا به نوع خاصي از خط اطلاق نميشود بلكه برگرفته از همان خطوط اسلامي«كوفي، ثلث، رقاع، نسخ، شكسته، يا ديواني» ميباشد كه به شكلي منحني و پيچ در پيچ و شكيل نگاشته ميشود.[36] در دورههای اولیه شکلگیری طغرا، طغرا شامل نام و القاب پادشاه بود. این امر به این شکل تا عهد صفوی امتداد یافت. در عهد صفوی فن طغراکشی تحول بسیار یافت. هر پادشاه چندین طغرا داشت ولی از زمان شاه طهماسب اول «930 – 984 ه.ق» تحولی عظیم در معانی طغرا شکل گرفت. به این شکل که مضمون طغرا دیگر نام و القاب پادشاه نبود. بلکه طغرایی با مضمون «حکم جهان مطاع شد.»[37] ایجاد شد. اگر چه در عهد صفوی چند نوع طغرا وجود داشت. هر کدام استعمالی خاص داشت. به عنوان نمونه طغرای «حکم جهانمطاع شد » با مرکب سیاه و توسط واقع نویس نگاشته می شد. این طغرا مخصوص ارقام بود، ارقام انوع درجه اول فرمان ها ي شاه بود، که مضامین آن به انتصاب بزرگان مملکتی و امور مهم حكومتي و كشوري دلالت داشت.[38] در این زمان منشی الممالک بر پروانه ها که نوعی فرمانهای مربوط به امور مالی بودند طغرایی به سرخی و آب طلا می نوشت. که عبارت بودند از «فرمان همایون شد» «فرمان همایون شریف نفاذ یافت » نمونهی اول بر فرمانهای که جنبهی مالی داشتند. با رنگ سرخ و نمونة دوم بر فرمانهایی که جنبهی قضایی و اداری داشت. با آب زر نگاشته میشد.[39] در عهد قاجار نیز چنین طغرایی وجود داشت. با این تفاوت که تمام فرمانها در هر دوره ای دارای یک نوع طغرا بودند. به طوری که طغرای آقا محمدخان قاجار، عبارت بود از: «فرمان والا شد »و«حکم والا شد»این طغرا نیز همچون تحمیدیه با مرکب مشکی نگاشته می شد. طغرای شاهان دیگر، دورهی اول قاجاری نیز با آب زر و با مضمون «الملک لله تعالی حکم همایون شد » نگاشته می شد. همان طور که در مورد عهد صفوی گفته می شد. احتمالاَ در عهد قاجار نیز برفرمانهایی که جنبهی مالی و قضایی داشتند منشی الممالک طغرا می کشید. بر فرمانهایی که حاوی انتصابات مقام های درجهی اول کشور بود. مجلس نویس طغرا می کشید البته این امر می تواند یک احتمال باشد. زیرا که در این مورد منابع عهد قاجار چیزی ننگاشته اند.
توشیح: رسم نگارش آن در عهد قاجارایجاد شد. به این معنی که پس از نگارش فرمان و انجام مراحل مهرگذاری و طغراکشی انجام میگرفت. میباید فرمان را به توشیح پادشاه میرسانیدند، پادشاه به خط خود بر حاشیة نامه و یا فرمان مینوشت: «صحیح است» و بدینگونه بر مندرجات آن نوشته صحه میگذاشت، این رسم است که بعدها رفته رفته به صورت امضاء درآمد.[40]
تاریخ سند: آخرین جزء یک فرمان، تاریخ صدور آن بود که پس از اتمام کلیه مراحل، به هنگامی که می خواستند فرمان را به دست صاحب سند بدهند. تاریخ صدور را در پای آن میگذاشتند. ذکر سال به عدد و بیان ماه به ماههای قمری بود.[1] پس از ثبت تاریخ، فرمان باید ارسال میشد این وظیفه بر عهده، مستوفيانِ دفتر که وظیفة فراش و نامهرسان را برعهده داشتند، بود.[2] قبل از ارسال آخرین شرط واجبالرعایه مکاتبات، مسالة «لفاف» می باشد و حد اعلای ادب و احترام آن است که نامه را در یک کیسه زر دوخت و ملیلهدوزی شده قرار دهند و آن را با یک رشته زر و ابریشم ببندند. آن گاه مهر و موم کنند[3] در عهد قاجار نیز این رسم لوله نمودن فرمانها مرسوم بود که نام و القاب مخاطب را بر پشت و در قسمت فوقانی، سمت چپ فرمانها مینوشتند.[41]
اسنادي كه در پي ميآيند فرمانهايي است به شيخالاسلام علي مرندي كه ضمن معرفي ايشان و بازخواني اسناد، تمامي اجزاي فرمان مشروح شده را دارا ميباشد.
شيخالاسلام علي مرندي
شیخالاسلام[42]، منصب عالی روحانی بود که به یکی از بهترین عالمان روحانی داده می شد و او به دعاوی شرعی، امر به معروف و نهی از منکر، نظارت بر امور حسبی و امور عالی روحانیون و نظارت بر تمام طلاقهاي رسمی، مدیریت اموال یتیم و افراد غایب میپرداخت. به علاوه، اجازه اعمال دینی نیز از طریق دفتر شیخالاسلام صادر میشد. اهمیت این منصب از زمان سلطان سلیمان اول به اوج خود رسید. شیخالاسلام میتوانست مشروعیت و صلاحیت شخص سلطان را زیر سؤال ببرد و در امور داخلی دخالت کند. حدود احکام و فرامین با مشورت وی انجام میشد.[43] مواردي كه بهعنوان وظيفة شيخالاسلام در زمان قاجاريه، مطرح ميگردد به شرح ذيل ميباشند:
- امر به معروف و نهي از منكر؛
- وادار نمودن اغنياء به اخراج خمس و زكات مال و اموال؛
- تقسيم مواريث و تركات؛
- ايقاع عقود و مناكحات؛
- رفع منازعات و مناقشات بهريق مصالحات؛
- ضبط اموال غايب، ايتام و سفها و سپردن آنها به امناء.[44]
مهمترين وظيفة شيخالاسلام عزل و نصب قضات بهغير از قاضيالقضات بود.[45] تفاوت شيخالاسلام با قاضي از لحاظ اعتبار در اين بود كه اولاً شيخالاسلام در حوزة فعاليت خود غالباً وكيل حلاليات يا مدير داراييهايي بود كه شاه مطابق موازين شرعي فراهم آورده بود. بهطور مثال شيخعلي منشاء مناصب شيخالاسلامي و وكالت حلاليات را عهدهدار بود. شيخالاسلامها در كنار ساير وظايف كه ذكرشان به ميان آمد در مراسم و تشريفات گزينش سلطان و هم در تاجگذاري شاهان صفوي و انجام آيين ويژه آن نقش مهمي داشتند و علاوه بر آن اجراي عقد زنان شاه را نيز به عهده داشتند.[46] از دخالت شيخالاسلامها در امر آموزش و صدور اجازات و مدارج علمي و تحصيلي نبايد غفلت نمود. ناگفته نماند در اواخر سلسلة صفويه شيخالاسلامها اهميت زيادي در ساختار ديواني ايران يافته بودند و از اين نفوذ ديني و ديواني به تعقيب اهداف شخصي ميپرداختند. در دوران زنديه و قاجاريه لقب شيخالاسلام كماكان از طرف دربار به علماي بانفوذ داده ميشد و وظايفشان كماكان همانند وظايف اسلافشان بود، ولي در دورة پهلوي تفويض اين لقب ملغي گرديد و وظايفشان نيز به شكل رسمي توسط دولت انجام ميشد.
شيخالاسلام علي مرندي يكي از علما و رجال ديني در زمان قاجاريه بود كه از اين منصب برخوردار و به امورات مذهبي و حكومتي دست داشت. وي معاصر با چهار شاه قاجاري (وليعهد عباسميرزا[47]، محمدشاه، ناصرالدين شاه و مظفرالدينشاه) بود كه از هر كدام از اين شاهان، فرماني در باب منصب و معافيت مالياتي دريافت نموده است. اسنادي كه در پي ميآيد، گواه بر منصب و فعاليتهاي وي است كه معرفي و بازخواني اين اسناد به شرح ذيل است:
معرفی سند
[سند شمارة 1]
منشاء: سند خريداري سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران
عنوان: فرمان وليعهد عباسميرزا نايبالسلطنه
شرح محتوايي: فرمان وليعهد عباسميرزا به شيخالاسلام دربارة واگذاري شش شبانهروز آب شهراب مرند و ملكي در زير قنات
دوره تاريخي: قاجاريه/ فتحعليشاه
وابستگي اقليمي: مرند
زبان/ خط: فارسي/ تحريري
توصيفگرها: قنات شهراب مرند، املاك مستغلات، فرمان، طغرا، گواهي/ شهود، خط سياق.
بازخواني متن سند:
طغرا: حكم والا شد.
آنکه عالیجاه رفیع جایگاه مجدت به خدمت پناه فخامت و مناعت اکتفاه اخلاص و ارادت آگاه متقرب محضر العلیه یوسف خان توپچی باشی سرکار و حاکم مرند بالطاف خاطر مرحمت پیرا امیدوار بوده بداند و چون عالیجناب سیادت و نجابت انتساب زبدة الفضلا آقا سید علی شیخ السلام مرند و زنوز و گرگر اوقات انقلاب روس باینطرف آب گذشته نهایت دین داری و دولتخواهی از او ظاهر و آشکارش دست ارادت و وفا از ذیل عطوفت میل ما کوتاه و کشیده نداشت صداقتی که لازم بوده کرد و ارادتی درخور بوده بعمل آورد خدمتهای شایان شایسته از او به ظهور رسید هر چه کرد عاقلانه کرد و رضای خاطر خطیر اشرف فروگذاشت ننمود لهذا مرحمت خاطر بیضا ضیای والا شامل حال او گشته رقمی که در باب شش شبانه روز آب قنات شهر آب قصبه مرند و ملکی که در زیر قنات مزبور هست و از اولاد مرحوم جعفر قلی خان دنبلی به او منتقل شود.
[سند شمارة 2]
منشاء: مجلس شوراي ملي
عنوان: فرمان محمدشاه قاجار
شرح محتوايي: فرمان وليعهد عباسميرزا به شيخالاسلام دربارة معافيت مالياتي از بابت مستقلات مرند
دوره تاريخي: قاجاريه/ محمدشاه
وابستگي اقليمي: مرند
زبان/ خط: فارسي/ تحريري
توصيفگرها: قنات شهراب، مرند، مستقلات، فرمان، گواهي/ شهود، خط سياق.
بازخواني متن سند:
محل مهر مرحوم محمدشاه طالب
حکم والا شد
آنکه برادر ارجمند آغر کامکار نامدار قهرمان میرزا صاحب اختیار آذربایجان موفق بوده بداند عالیجناب مقدس القاب فضایل و کمالات اکتساب زبدة الفضلاء العظام آقا سید علی شیخ السلام مرند از جمله دعاگویان خاص این دولت گردون مناص رعایت جانب او منظور نظر مرحمت اثر میباشد.سابق از قرار احکام مطاعه وظیفه عالیجناب مشار الیه از متوجهات املاک خود می رسد که آن برادر ارجمند مباشرین امور آذربایجان قدغن اکید نماید بدینموجب وظیفه او را از متوجهات املاک او کما فی السابق میرسانند و زیادتی را از بابت مستغلات مرند باو عاید نمایند. که فارغ البال بدعاگویی دوام دولت قاهره بپردازد و نیز موافق رقم ولیعهد رضوان عهد شش شبانه روز آب قنات شهراب مرند ملكي كه در زير قنات مزبور است و از اولد مرحوم حعفرقليخان دنبلي به او منتقل شده است از ماليات ديواني معاف بوده است ما نيز برحسب حكم نواب غفران مآب وليعهد طالب ثراه آب و خاك مزبور را از مفاد ديواني معاف فرموديم قدغن نماييد در مطالبة ماليات از آنها ننمايند. كتبه كرام شرح فرمان همايون را ثبت نماييد و در عهده شناسند. تحريراً في شهر محرمالحرام 1257.
[سند شمارة 3]
منشاء: سند خريداري سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران
عنوان: فرمان ناصرالدينشاه
شرح محتوايي: فرمان ناصرالدينشاه در مورد واگذاري اموال مرحوم شيخالاسلام به فرزندش
دوره تاريخي: قاجاريه/ ناصرالدينشاه
وابستگي اقليمي: شهراب مرند
زبان/ خط: فارسي/شكسته تعليق
توصيفگرها: 1262، مرند، املاك مستغلات، فرمان، مُهر، طغرا، گواهي/ شهود، خط سياق.
بازخواني متن سند:
هوالله شانه تعالي
[توشيح: صحيح است]
طغرا: حكم والا شد.
آنكه چون از قرار فرمان خورشيد امعان سركار اقدس همايون شهرياري روحنا فدا مستطاب شيخالاسلامي مرند و توابع به مرحوم آقا سيدعلي مرحمت و بدين موجب وظيفه و تيول از املاك خود و مستغلاّت و شهراب مرند در حق او برقرار بود در حال حيات مرحوم مزبور از قرار فرمان مبارك به رضايت و استدعاي خود مرحوم مزبور منصب و مواجب و تيول او از قرار تفصيل فوق عالي جناب مقدس القاب و فضايل و كمالات اكتساب زبدةالسادات ابوعظام سلاله الكرام ميرزامحمد ربيع ولد ارشد اومرحمت شده بود از وفات او نيز از قرار فرمان مجدد مبارك منصب و تيول و مواجب او از بابت محل منفصلة فوق و قرية فارفار ساليانه مرحمت و مبلغ سه تومان نقد و سه خروار جنس به صيغة تخفيف استمراري و ماليات ديواني شش شبانه روز از قنات شهراب مرند و ملكي كه در زير قنات است به عاليجناب مشاراليه واگذار شده است. ما نيز … لا لامرللاقدس منصب و مواجب و تيول مشاراليه را به علاوه تخفيف مزبور و ماليات ديواني و شش شبانهروز قنات مسطور و ملكي كه در زير قنات است به مشاراليه مرحمت دوا كند و فرموديم كه هر سال متوجّهات ديواني آنها را بازيافت داشته صرف گذران خود نمايد و به آسودگي مشغول دعاگويي دوام دولت علّيه شود و مقرر آن كه حكام و مباشرين مرند حسبالمقرر معمول داشته است تجاور ننمايند. كتاب سواد [ناخوانا] شرح رقم مبارك را [ناخونا] در عهده شناسد. في شهر جمادليالاولي1262.
[مُهر: وليعهد جهان ناصرالدينشاه]
[سند شمارة 4]
منشاء: وزارت دارايي
عنوان: فرمان مظفرالدينشاه قاجار
شرح محتوايي: فرمان مظفرالدينشاه به شيخالاسلام دربارة مأموريت وي براي طواف و زيارت مكه از جانب شاه شهيد (ناصرالدينشاه)
دوره تاريخي: قاجاريه/ مظفرالدينشاه
وابستگي اقليمي: مرند
زبان/ خط: فارسي/ شكسته تحريري
توصيفگرها: 1315ق. مرند، مكه، زيارت، حج، ديانت، ناصرالدينشاه، مُهر، توشيح.
بازخواني متن سند:
مظفر الدین شاه قاجار
علاء الملک
شیخ السلام مرند از دعاگویان مخصوص
که او را التزام رکاب مقرر داشته ایم همه وقت طرف توجه و التفات میباشد و این اوقات هم اعتمادی که به مراتب دیانت و اهلیت او داشتیم نیابت مکه شاه شهید طالب ثراه بعهده او واگذار فرموده و برای زیارت و طواف مکه معظمه زادها الله شرفا روانه فرمودیم میباید بتمام مامورین کارپردازهای دولت علیه در توقیر حال و تهیه لوازم رفاهیات او تاکید است.لازمه نمایید که بعد از فراغت از واجبات و فرایض حج در کمال آسایش مراجعت نماید.
نتیجهگیری
پژوهش حاضر تلاش كرد تا ضمن پرداختن به ابعاد شخصيتي شيخالاسلام علي مرندي كه يكي از شخصيتهاي برتر روزگار خود به جامعه علمي- فرهنگي بود، به بررسي و تجزيه و تحليل فرمانهاي دوره قاجاريه بپردازد. فرمان در دورههاي مختلف با نامهاي منشور، عهد، حکم، رقم و… كاربرد داشت و در دوره قاجاريه فرمان؛ در تعریف کلی و مختصر به دستور کتبی پادشاه اطلاق ميشد و برای امور مختلف و در مناصبات خاص صادر به كار ميرفت.
با بررسي اجزاي فرمان مشخص شد كه متن و اضافات فرمان را بشناسیم و نيز بدانيم یک فرمان با چه عباراتی شروع شده و متن فرمان چگونه بوده است. مـُهرها به کدام پادشاه تعلق داشنند، چه سجعی داشته و در کجای فرمان قرار میگرفتند. در حاشية فرمان چه عبارات و مُهرهایي به کار رفته است.
Viewing Sheikholeslami’s position in the commands of Qajar Period in the light of the historical records
Abstract:
One of the key goals of historical research is accurate recognition of national history by using historical documents; by having access to historical documents in the National Library and Archives Organization of Iran, in this research we have tried to introduce some command documents about Sheikholeslam Ali Marandi, one the main scholars of Qajar period, such as the commands of Abbas Mirza, the Crown and Mohammad Shah-e-Qajar about granting “exemptions from court taxation to Syyed Ali Sheikholeslam Marandi”, Naser Al-Din shah’s command to “establish pension to Ali Marandi,” along with his autograph, Mozaffaraddin Shah’s command of the mission to the pilgrim and pilgrimage to Mecca to Sheikholeslam, and also considering and analyzing the command in terms of steering components and additions and make it clarify that how was the commands of the whole Qajar era.
Key Terms:
Commands; Toghra; Signature; Tahmidiyeh; Sheikholeslam; Abbas Mirza Qajar (1203- 1249 AH); Mozaffaraddin Shah Qajar (1269- 1324 AH); Historical documents; Marand.
[1]– اصیلی، سوسن: مقالهی ده فرمان از عصر فتحعلی شاه : نشریه تخصصی گروه تاریخ، دانشگاه تهران، شماره سوم، سال 1381، ص 105 / تحریراً فی شهر رمضان المبارک سنه 1243
[2] – مینو رسکی: سازمان اداری صفویه، ص 142
[3] – شاردن: سیاحتنامه شاردن، ج 2، ص 383
[1] كارشناسارشد كتابداري و اطلاعرساني سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران، نويسندة مسئول.
[2] كارشناسارشد كتابداري و اطلاعرساني سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران، نويسندة همكار.
[3] خوافي، شهاب الدين احمد: منشاء الانشاء، تصحيح همايون فرخ، فصل فرمان ها، ص75.
[4] بيهقي، ابوالفضل محمدبن حسن: تاريخ بيهقي، ص 63 «و سططان منشوري فرستاد به نام سالار غازي بولايت بلخ و سمنگان و كسان وي آنرا ببلخ بردند بزودي، تا بنام خطبه كنند»..
[5] جرفدقاني، ابواشرف ناصحبن ظفر: ترجمه تاريخ يميني، ص 327- 328، «در اثناء مثالي كه بدو اصرار فرموده بود شطري از ايناس وحشت و عزلت عارضه ريبت ايراد بود»..
[6] قائممقامي، جهانگير: يكصدوپنجاه سند تاريخي، ص 14 «در اين وقت برحسب التماس خاطر مبارك شيخالاسلام اعظم مشاراليه، اين حكم يرليغ نفاذ يافت».
[7] مويدالدوله، منتخبالدين علي: عتبه الكعبه، ص 58، «اگر پيش از اين مثالي بنقص اين فرمان تحرير كردهاند و براي ما پوشيده داشته، حكم آن منسوخ و باطل دانند و اعتماد بر اين فرمان كنند».
[8] جرفدقاني، ابواشرف ناصح بن ظفر: ترجمه تاريخ يميني، ص 1038، «در برات نشين هر ولايتي بيتگچي در ديوان بزرگ نصب كردهايم تا بروات نبشته، نواب به علامات ديواني موشح ميگردانند و اكنون تمغاي ما ميزنند، ليكن نشانهاي آن كردن و تمغازن آن به روزگاري و فراغني تمام ميياب».
[9] جهانپور، فرهنگ: مقاله فرامين پادشاهان صفوي در موزه بريتانيا، مجله ي بررسي هاي تاريخي، ش4، سال 4، سندش 1.
[10] مينورسكي، ولاديمير: حواشي تذكره الملوك، ص 262.
[11] قائم مقامي، جهانگير: يكصدو پنجاه سند تاريخي، سندهاي 9، 31.
[12] سمسار، محمدحسن: فرمان نويسي در دوره صفويه، مجله بررسي هاي تاريخي، شماره6 ، سال دوم، ص 131.
[13] قائم مقام فراهاني، ميرزا ابولقاسم: منشات قائم مقام، ص 112.
[14] مستوفي، عبدالله: تاريخ اداري و اجتماعي دوره ي قاجاريه، ج اول، ص 425/ اين دسته است كه مستوفي درباره آنها نوشته است: فرمان و رقم در دوره ي قاجاريه براي برقراري امور ثابت صادر مي شد و جز در مورد اعطاي القاب، هميشه ايجاد، خرج استمراري هر ساله براي دولت مي كرد مانند: فرمانهاي مواجب، تيول، سيورغال، افزايش حقوق و…. ».
[15] قائم مقامي، جهانگير: مقدمه اي بر شناخت اسناد و مدارك آرشيوي، ص 46 و0 4.
[16] خطیبی، حسين: تاریخ تطور نثر فنی فارسی، ص 84.
[17] منشي نائيني: سفینه الانشاء، ص204.
[18] مستوفي، عبدالله: تاریخ اجتماعی و اداری دورهی قاجاریه، ج1، ص 73.
[19] منشي نائيني، سفیه الانشاء، ص 164/ در فرمان فتحعلی شاه قاجار در احضار جناب سلطان العلماء حاجی میر محمد حسن امام جمعهی دارا السلطنهی اصفهان در رکن مطلع از جملاتی مسجع به وفور استفاده شده است.
[20] مطلع: مقدمه.
[21] رجوع شود به: كلهر، محمدرضا: مخزن الانشاء.
[22] منشی نابینی، میراز محمد: سفینه الانشاء، ص 195.
[23] همان، ص 209.
[24] قائم مقامی، جهانگير: مقدمه ای بر شناخت اسناد و مدارک آرشیوی، ص 159.
[25] همان، ص،ص 162،163.
[26] منشی نایینی، میرزا محمد: سفینه الانشاء ، ص 213 ، 214 / فرمان فتحعلی شاه قاجار در تاریخ 1245ه.ق مبنی بر اعطای لقب معتمد الدوله به اسم، مقرب الخاقان منوچهر خان. «از آن جا که معتمدان قضا و پیشکاران دستگاه قدر قبض و بسط، قضایایی جهانداری را بر رای جهان آرای ما باز گذاشته اند، ما را در… تصممی رای خورشید اضائت افتاده که از مقربان بارگاه خلافت و بی خلافت و محرمان دستگاه سلطنت ابد اوصاف آن که به رای صائب و اصابت فکر ثاقب کفایت مهمات خطیر را مواظب و عواقب امور را به دقایق انظار اهتمام مراقب باشد، مراتب اعتبارش را به اصناف القاب شایسته، سمت ارتقا افزاییم و به اظهار توجهات مکنونه مکنونات اقتدارش را ظاهر فرماییم و آثار این مقال مظهر احوال… منوچهر خان ایچ آقاسی است… در هذه السنه اودئیل خجسته دلیل لقب معتمد الدوله العلیه به او اعطا، و بدین حسن عطا بین الاقران قرین مفاخرت بی منتها فرمودیم.» فرمان فوق از جمله فرمان های اعطای لقب می باشد که با مقدمهی متداول و تکرار گونهی خود بیان داشته است که حکومت وی در اثر فعالیت کارگزاران و خدمه رونق گرفته است و وی نیز در برابر این کمک بزرگ خدمه به وام وی و حکومتش، لقبی را به یکی از کارگزاران اعطا نموده است با ذکر تاریخ اعطای این لقب.
[27] منشی نایینی، میرزا محمد: سفینه الانشاء ، ص 213 ، 214 / فرمان فتحعلی شاه قاجار در تاریخ 1245ه.ق مبنی بر اعطای لقب معتمد الدوله به اسم، مقرب الخاقان منوچهر خان. «از آن جا که معتمدان قضا و پیشکاران دستگاه قدر قبض و بسط، قضایایی جهانداری را بر رای جهان آرای ما باز گذاشته اند، ما را در… تصممی رای خورشید اضائت افتاده که از مقربان بارگاه خلافت و بی خلافت و محرمان دستگاه سلطنت ابد اوصاف آن که به رای صائب و اصابت فکر ثاقب کفایت مهمات خطیر را مواظب و عواقب امور را به دقایق انظار اهتمام مراقب باشد، مراتب اعتبارش را به اصناف القاب شایسته، سمت ارتقا افزاییم و به اظهار توجهات مکنونه مکنونات اقتدارش را ظاهر فرماییم و آثار این مقال مظهر احوال… منوچهر خان ایچ آقاسی است… در هذه السنه اودئیل خجسته دلیل لقب معتمد الدوله العلیه به او اعطا، و بدین حسن عطا بین الاقران قرین مفاخرت بی منتها فرمودیم.» فرمان فوق از جمله فرمان های اعطای لقب می باشد که با مقدمهی متداول و تکرار گونهی خود بیان داشته است که حکومت وی در اثر فعالیت کارگزاران و خدمه رونق گرفته است و وی نیز در برابر این کمک بزرگ خدمه به وام وی و حکومتش، لقبی را به یکی از کارگزاران اعطا نموده است با ذکر تاریخ اعطای این لقب.
[28] قائم مقامی، جهانگير: مقدمه ای بر شناخت اسناد و مدارک آرشیوی، ص 165.
[29] قائم مقامی، فرامین چاپ نشده عهد فتحعلی شاه، ص204.
[30] منشی نایین، میرزا محمد: سفینه الانشاء، ص 208.
[31]منشی نایین، میرزا محمد: سفینه الانشاء، ص 204 / «لهذا در هذه السنه قوی ئیل خجسته دلیل و ما بعدها ظهور عاطفتی جدید دربارهی مشارالیه ملزوم همت (انا لننصر رسلنا) [ غافر، 51 ] افتاده او را به وزارت فرزندی جهانگير میرزا و حکومت کهکیلویه سرافراز فرمودیم تحریراً 1238».
[32] همان، ص 154 / «باقی ایام افاضت مستدام باد برب العباد»/ «باقی ایام افاضت فرجام به کام باد، ازبقی ایام زیادت والسلام».
[33] صفا، ذبيحالله. تاريخ ادبيات فارسي، ج 1، ص 182.
[34] سمسار، محمدحسن: فرمان نويسي عهد صفوی،بررسي هاي تاريخي،شماره6 ، سال دوم، ص 150.
[35] کریم زاده تبریزی، محمد علی: مهرها طغراها و فرمان های پادشاهان ایران، ص180.
[36] يارشاطر، احسان: سري مقالات دانشنامه ي ايرانيكا(خوشنويسي)ترجمه وويرايش پيمان متين، تهران اميركبير/سحاب، عباس: اطلس چهارده قرن هنر اسلامي(ج دوم هنر خوشنويسي از آقاز تا امروز)موسسه جغرافيائي و كارتوگرافي سحاب، 1381.
[37] سمسار، محمدحسن: فرمان نويسي عهد صفوي، بررسي هاي تاريخي، سال نهم، ص100.
[38] سمیعا(میرزا): تذکرﮤ الملوک، ص15.
[39] سمسار: فرمان نویسی عهد صفوی، مجله بررسی های تاریخی، ش6، سال دوم، ص ص 149، 150.
[40] قائم مقامی: مقدمه ای بر شناخت اسناد و مدارک آرشیوی، ص 220.
[41] اين مقاله برگرفته علي سام، بررسی فرماننویسی دوره اول قاجار. ـ تهران: کلک زرین، ۱۳۹۲.
[42] [شَ خُ لْ تِ] (ع اِ مركب) لقبي است كه در نيمة دوم قرن چهارم بر علما و شيوخ متصوفه اطلاق ميشده و در اوائل عهد مماليك در مصر و شام از القاب تشريفاتي بود نه از القاب رسمي اما پس از آنكه اين لقب بر مفتي اعظم عثماني اطلاق گرديد ارج و منزلتي يافت و جنبة رسمي پيدا نمود و در قرن هفتم اين لقب بر مفتيان متنفذ نيز اطلاق ميشد و در ايران به زمان صفويان به كساني كه در رأس قوة قضائييه قرار داشتند و از طرف صدراعظم منصوب ميشدهاند اطلاق ميگرديد. لقب رئيس مفتيان و قضات دولت عثماني كه او را سلطان تعيين ميكرد. علياكبر دهخدا، لغتنامه دهخدا، (تهران: مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران، بهار 1373)، ج 9، ص 12913.
[43] سايت دانشنامه فقه: http://www.wikifeqh.ir.
[44] قمي، قاضي احمد بن شرف الدين الحسين الحسيني؛ خلاصة التواريخ، بهكوشش احسان اشراقي؛ تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1359ه.ش.، ص 381
[45] فلور ويلم؛ نظام قضايي عصر صفوي، ترجمة حسن زنديه، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ج 2، 1385ه.ش.، ص125.
[46] فلور ويلم، همان، ص125.
[47] فرزند اول فتحعليشاه.