
نویسنده: سهراب گنجیمراد
فرهنگ و تاریخ ایران باستان آثار هنری و معماری حیرتآور فراوانی از خود به یادگار گذاشته است، از مفرغهای غار کلما کره لرستان که بدنه اصلی بسیاری از موزههای معتبر اروپایی و امریکایی را تشکیل میدهد تا معماری عتیق و باستانی در پاسارگاد، تخت جمشید و… که زبانزد خاص و عام است. اینها تنها گوشهای از فرهنگ پر بار ایران باستان است. اما در میان این همه آثار باستانی و معماری که سراسر ایران و اقصی نقاط جهان را مزین کرده، بهصورت استثنایی به آثار باستانی و هنری برمیخوریم که در حکم دایرةالمعارف فرهنگ ایران باستان هستند و آتشفشان فیاض سمبلهای پیچیده و تو در توی آن، کشف و رمز گشایی نشده است. قالی پازیریک یکی از این آثار فاخر و یگانه است که ظاهر و بافت و رنگ آن هنرمندان جهان را مبهوت خود کرده و سمبلهایش، استادان راز آشنای فرهنگ ایران باستان را. فرشی که برای بیان رمزها و سمبلهای مغانی آن به سالها وقت نیاز داریم. سمبلها و رمزهای متعدد و پیچیده که نه تنها در دسترس کاشف آن(پروفسور رودنکو) نبوده بلکه در متون درسی رشته فرش کشور ما نیز که مهد قالی پازیریک است هم جایی ندارد.
کاوش در پازیریک سیبری
پروفسور سرگئی رودنکو، باستانشناس روس در سال 1929 میلادی -1308 هجری شمسی کاوش در محلی به نام «پازیریک» سیبری واقع در 80 کیلومتری مرز مغولستان در میان کوههای آلتایی آغاز کرد. کاوش او از میان یخهای گورکان سکایی، در سال 1949.م – 1328 ه.ش منجر به کشف قدیمیترین قالی پُرزدار جهان شد. فرشی از جنس پشم که رنگهای اصلی آن عبارت بودند از: قرمز سیر، آبی، سبز، زرد کم رنگ، نارنجی، سبز متمایل به آبی که به رنگ پازیریک معروف است. فرشی در اندازههای 183×210 سانتی متر و با 3600 گره در دسیمتر مربع که البته بر اثر سالها یخزدگی رنگ آن تغییر یافته است. اثری استثنایی که نه بوسیله ابزار و آلات باستانی بلکه با میلیونها لیتر آب جوش بیرون آورده شد. بافتهای ایرانی با قدمتی 2500 ساله که چشم جهانیان را خیره و منطقه گمنام پازیریک را روی اطلس جغرافیایی برجسته نمود. گورستان یخ زده منطقه پازیریک نگاهدار چند هزار ساله شناسنامه فرهنگی و هنریای بود که یک پنجم آن از بین رفته بود.
پازیریک، فرش دیروز و امروز
ایران سرزمین خلق حماسهها و مهد فرهنگ و هنر بوده است. در پیوند تاریخ و هنر، اسناد مکتوب بر این نکته اشاره دارند که حرفه بافت فرش از دیرباز در این سرزمین کهن، با بهترین مواد، زیباترین نقوش بومی و محلی و رنگهای چشم نواز در جریان بوده است.
اینک کارشناسان پس از گذشت سالها، این سؤال را مطرح میکنند که چگونه قالی 2500 ساله با قالیهای امروزی برابری میکند. مهارت بهکار گرفته شده در تارو پود پازیریک چنان تکامل یافته است که نمیتواند کار یک یا دو نسل باشد. بافت قالی چنین شاخص و ظریف لااقل به 500 سال پیشینه و مهارت نیاز دارد. آنها معتقدند، با توجه به سابقه تاریخی بافت فرش در ایران باستان، اسلوب بهکار رفته در بافت، طراحی و رنگهای متنوع و قرینهسازی کامل در چارچوب نقشهای متوازن و یکدست که در بافت رعایت شده، این نادره دوران را فرشی ایرانی و امروزی میدانند. پروفسور رودنکو، کاشف فرش مذکور، نخستین فردی بود که پس از مطالعات جامع، در کتاب خود با نام «مقابر یخزده سیبری» از ایرانیبودن این فرش سخن گفت و از رازهای نهفته در پستمدنی قدیمی و متعالی، موشکافانه پرده برداشته است.
دکتر سیروس پرهام متخصص قالی ایرانی، درباره این نادره دوران چنین میگوید: «به سال 1949 مسیحی، سرگئی رودنکو باستانشناس روس هنگام کاوش در گورهای اقوام سکایی منطقه پازیریک… به یافتن دستبافتهای کامیاب شد که تاریخ فرشبافی را سر به سر دیگرگون کرد. از میان یخهای «گور شماره 5» پازیریک بیرون آمده بود؛ دو هزار و پانصد ساله، نه همان گره بافته و خوابدار بلکه بسیار ظریف و ریز بافت و به همان اسلوب قالیبافی زمان ما. این بزرگترین کشف تاریخ فرشبافی بیش از هر چیز از این حیث یکتایی و اهمیت داشت که یگانه نمونه فرش گره بافته بود (و هنوز هم هست) از عصر هخامنشیان تا یک هزار و پانصد سال بعد از آن. پیدا شدن قالی پازیریک تمامی فرضیههای بهظاهر استوار و به اصطلاح «آکادمیک» را درباره قدمت قالیبافی بیاعتبار ساخت و تاریخ آن را به بیش از دو هزار و پانصد سال رساند. پیش از کشف قالی پازیریک (که خدا میداند دو هزار و چند صد سال در انجماد کامل محفوظ مانده است) تنها پاره پارههایی از فرش پرزدار به دست آمده بود که عمر هیچ یک به هزار سال نمیرسید… با کشف قالی پازیریک به یقین پیوست که هنر و صنعت گرهبافی قدمتی کمتر از سه هزار سال ندارد، چون چنین فرشی با آن اسلوب پیشرفته به کمال، دست کم پنج قرن سنت قالیبافی پشت سر داشته تا بدینمرتبه از تکامل رسیده است.»
مهارت خیرهکننده قالیبافان ایرانی
«ماریا خنیینا» (دبیرکل بخش فرهنگهای ماقبل تاریخ و مدیر آثار باستانی سیبری در شوروی سابق) در مجله «پیام یونسکو» مینویسد: «در سال 1929 اس.ای. رودنکو و م.پ. گریازنف از لنینگراد کاوش یک گور قدیمی را که در ارتفاع 1600 متری در پازیریک سیبری قرار داشت، آغاز کردند و این گور در دره اولاکان قرار گرفته که گذر از او دشوار است. کاوشهای انجام شده در نخستین گورگان یخ زده نتایج بسیار جالبی داشت، زیرا اشیای مدفون در این گورگان از مواد از بین رفتنی درست شده بود، ولی کاملاً محفوظ مانده بود. چهار گورگان یخ زده در سالهای 1949-1947 بهوسیله گروه جدید زیر نظر اس.ای رودنکو کاوش شد و نتایج آن جنجال بهپا کرد. وقتی از گورهای یخزده پازیریک فرشها، لباسها، اجساد مومیایی، یک ارابه، اسبهایی با زین و برگ شاهوار، وسایل آشپزخانه،آلات موسیقی و غیره بیرون آمد که همه متعلق به بیش از 2500 سال پیش بود، نام پازیریک که تا آن زمان ناشناخته بود، شهره آفاق شد… در میان گنجینههای کشف شده در پازیریک، بخصوص یک قالی پشمی با گرههای محکم و رنگهای زنده، شهرت دارد. این فرش که تقریباً چهار گوش است در حدود 2 متر مربع وسعت [حدود 4 متر مربع مساحت] دارد و تصویر سوارکاران، آهوان در حال چرا، جانوران افسانهای با سر عقاب و بدن شیر بر آن نقش بستهاند و حاشیهای گلدار آن را زینت بخشیده است. این قدیمترین قالی دنیاست که گواه مهارت خیرهکننده قالیبافان ایرانی است.»
منطقه پازیریک که این قالی در آنجا کشف شده، فاقد پیشینه تمدن والایی است، این قالی و سایر اقلام ظریف از ایران و جاهای دیگر خریداری و دادوستد میشده است.
پروفسور هانس ای. وولف آلمانی در کتاب «صنایع دستی کهن» در اینباره مینویسد: «این قالی نسج بسیار ظریفی دارد و در هر اینچ مربع [5/2 سانت در 5/2 نیم سانت] 570 گره خورده در صورتی که قالیهای پشمی خرسک امروزی 80 گره و بهترین قالی ابریشمی 800 گره دارد. گرههای قالی قیورد و از نوع گرههای به اصطلاح تُرکی است. اگر در نظر بگیریم که سکاها و ترکها در آسیای مرکزی همسایه بودند، این سؤال پیش میآید که از ترکها و ایرانیان کدام یک مبدع و مبتکر قالیبافی بودهاند؟ جزئیات طرح قالی نشان میدهد که بیهیچ گفتوگو این قالی ایرانی است.»
پازیریک قدیمیترین فرش جهان در حال حاضر در موزه آرمیتاژ سنپترزبورگ روسیه نگهداری میشود.
منبع: روزنامه ایران
پازیریک قالی بافته شده ترکان ساکایی آلتای در روسیه
پان ایرانیستهای افراطی معتقدند فرش پازیریک متعلق به ایران و هخامنشیان است 😳😂😂 در حالیکه قالی
#پازیریک قدیمیترین فرش جهان است که در سالهای 1326 تا 1328 شمسی (1947 – 1949) توسط سرگئی
رودنکو، باستانشناس روسی در درهٔ پازیریک واقع در ابتدای رشتهکوههای #آلتای در منطقهء سیبری در جمهوری ترک
خودمختار آلتای در جنوب کشور روسیه، نزدیک مرز مغولستان در کنار اشیاء باستانی مشهوری مانند گلدان چوبی،
مومیایی دوید، نقش اسب سواری به همراه آثاری دیگر 🟥 در گور یخزدهٔ یکی از فرمانروایان #ترک #سکایی کشف شد
🟦
ترکان باستان باورهای کیهان شناسی و اساطیری خود را در فرش پازیریک به صورت نمادین کد گذاری کرده اند(این
نقوش فقط با اساطیر و کیهان شناسی ترک قابل تحلیل هستند. این فرش با گره های متقارن دوتائی «ترکی» بافته شده
است و قدمت فرش بیش از 3000 سال قبل تخمین زده میشود.پان ایرانیستها و باستان گرایان همیشه دروغگو و جاعل
و روسیاهان تاریخ که چیزی از تمدن موهومشان برای عرضه به دنیا ندارند اقدام به چنین دزدیهای بیشماری زده اند و
در مورد این قالی بدون داشتن هیچ مدرک و مستندی، آنرا به هخامنشیان منسوب میکنند 🤣😂 در حالیکه با توجه به
نقوش گوزن قطبی شاخ پهن که به رنگ قرمز مشخص است (بومی منطقهء سیبری آلتای و مغولستان) دلیل غیرقابل
انکار از انتساب این قالی به همان منطقه دارد در حالیکه تصور وجود گوزن قطبی در منطقهء گرمسیر ایران که بتوان از آن
برای نقشهء قالی استفاده کرد بسیار مضحک و دور از ذهن است.
پازیریک محصول فرهنگ سکاییه و بخاطر محل کشفش، آلتای (که فرش پازیریک رادر مقبره یک فرمانروای سکایی،
بهمراه چند اسب و مقداری وسایل و اثاثیه شخصی که دفن شده بود پیدا کرده اند) تکنیک گره ترکی و نقوش
استپی(مثل اسبهای تزئینشده) و آنطور که از نقش های زین لباس های رنگارنگ در فرش پازیریک می بینیم، فرش
هایی برای تزیین محل زندگی شان، تزئین اتاق ها و اسب هایشان می ساختند.طراحی و بافت فرش پیچیده و
رنگارنگی مانند فرش پازیریک، اعتباری به اجداد ترکان است.نقوش گوزن قطبی که به رنگ قرمز و باشاخ های پهن
مشخص است (بومی منطقهء سیبری آلتای و مغولستان) دلیل غیرقابل انکار از انتساب این قالی به همان منطقه دارد،
در حالیکه تصور وجود گوزن قطبی در منطقهء گرمسیر ایران که بتوان از آن برای نقشهء قالی استفاده کرد بسیار مضحک
و دور از ذهن است.سنت بستن دم اسبها (که انتهای پایینی موهای دم را به سمت بالا برگردانیده و آنها رابصورت
دسته ای می بستند) هم با فرهنگ ترکهای بعدی همخوانی داره و ازدیدگاهی که فرش مال ترکهاست حمایت
میکنه.جالبترین نقش دیگر این فرش، ۲۴ خانه به مثابه ۲۴ قبیله ترکان اوغوز می باشد.ترکان باستان باورهای کیهان
شناسی و اساطیری خود را در فرش پازیریک به صورت نمادین کد گذاری کرده اند (این نقوش فقط با اساطیر و کیهان
شناسی ترک قابل تحلیل هستند.این فرش با گره های متقارن دوتائی «ترکی» بافته شده است و قدمت فرش بیش از
3000 سال قبل تخمین زده میشود.چرا نقش فرش پازیریک، گریفین نیست؟
نقش فرش پازیریک که پان ایرانیستها به آن اشاره میکنند و آنرا مشابه نقش گریفین در تخت چمشید میدانند اصلا”
گریفین نیست بلکه موجودی یک سر است که به عقب برگشته و دم خود را بالا گرفته.
گریفین در هنرِ هخامنشی یک موجودِ «ترکیبی» (سنتزِ شیر و عقاب) است که بر اساسِ هندسهیِ قدرتِ امپراتوری طراحی
شده. اما حیوانی که در پازیریک سرش را به عقب برگردانده، یک حیوانِ بومیِ استپی (احتمالاً گوزن یا اسب) است که در
حالِ حرکت است. تلاشی که برای تبدیلِ این نقش به «گریفین» انجام میشود، نادیده گرفتنِ عامدانهیِ آناتومیِ بدنِ
حیوان و دمِ منحصربهفردِ آن است.
۲. اشتباهِ استراتژیک در تفسیر (تحمیلِ روایت)
پانایرانیستها با انتخابِ نامِ «گریفین»، سعی میکنند این نقش را از بسترِ «استپی» خارج کرده و در بسترِ «تمدنِ
شهری» بنشانند. وقتی میگویند «گریفین»، ذهنِ مخاطب فوراً به سمتِ سرستونهای تختجمشید پرتاب میشود. اما
واقعیت این است:
آنچه در فرش پازیریک میبینیم، ریشه در «هنرِ حیوانیِ عشایری» دارد که به مراتب قدیمیتر از هخامنشیان است.
نظرات ولتر، پلینی و راولینسون در مورد سکاها و مادها، ترک بودن سکاها را کاملا” اثبات میکند.
بنیاد فورد در سال ۱۹۸۹ بر اساس یک پژوهش بیان داشت: قالی پازیریک بافت ایران هخامنشی نیست و در همان
محل آلتایی بافته شده است.جیمز اوپی فرش شناس مشهور نیز فرش پازیریک را کار عشایر بیابانگرد منطقهٔ آلتایی
دانسته است.تصریح سایت موزه آرمیتاژ بر ترکی بودن گره های فرش.این فرش بدون شک متعلق به ترکان سکایی آلتای
بوده و مطلقا” هیچ دلیل و سندی بر تعلق فرش پازیریک به ایران و هخامنشیان وجود ندارد.
قالی بافی یک فرهنگ بسیار قدیمی ترک هاست که به هزاران سال پیش برمی گردد.قدیمی ترین فرش شناخته شده در
جهان یک فرش ساکا است که توسط باستان شناسان در آسیای مرکزی کشف شده است.(مردم ساکا، گروهی از اجداد
مردم ترک امروزی بودند) این مردم ترک آسیای مرکزی در منطقه جغرافیایی وسیعی زندگی می کردند.پان ایرانیستهاو
باستان گرایان همیشه دروغگو و جاعل و روسیاهان تاریخ که چیزی از تمدن برای عرضه به دنیا ندارند اقدام به انجام
چنین دزدیهای بیشماری نموده اند و در مورد این قالی، بی هیچ سند و مدرکی، آنرا به هخامنشیان منسوب میکنند😂در
مناطق سکونت و حرکت اقوام پازیریک، سنگ نوشته های زیادی هست که میتوان به آنها رجوع کرد که بیشتر آنها به
خط ترکی باستان میباشد و هخامنشیان، حکومتی که هزاران کیلومتر فاصله با آنها داشته و هیچ اشتراکات فرهنگی و
زبانی و سنتی هم نداشته اند! بنابراین فرش پازیریک هیچ ربطی به ایران و هخامنشیان ندارد