
اسماعیل شمس
به بهانه نشست «زن در تاریخ و فرهنگ کرد»
فرهنگ کتابت و به تبع آن تاریخ نگاری در جامعه کردی با تأخیر آغاز شد و به همین سبب میراث مکتوب کردی به نسبت میراث عربی و فارسی کمتر است.با وجود ضعف میراث مکتوب، میراث شفاهی کرد بسیار غنی است و کمتر ملتی در خاورمیانه همانند کردها از چنین میراثی برخوردار است. یکی از مهمترین ویژگیهای میراث شفاهی کرد سهم بسیار زیاد زنان در پیدایش، محافظت و انتقال آن است. زنان بیش از مردان روایتگر فرهنگ شفاهی کرد بودهاند؛ فرهنگی که به استناد آن میتوان تاریخ سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کرد را بازسازی کرد. همین مسأله به تاریخ کردی بیشتر از ملل همجوار صبغه زنانه بخشیده و آن را تا حدودی از خشکی و خشونت تاریخ مردسالارانه نجات داده است. کمتر جایی از تاریخ و فرهنگ کرد را میتوان یافت که از ادبیات شفاهی زنان و فولکلور زنانه تأثیر نپذیرفته باشد. در میراث شفاهی موجود، زنان کرد از زمانی که در تولد کودکانشان لالایی میخوانند و تا آنگاه که در فراق عزیزانشان بالوره و مویه سر میدهند، ناخواسته تاریخ کرد را به شنوندگان انتقال میدهند. آنان در هنگام گفتن قصه برای کودکانشان یا سرودن حیران و ترانه یا خواندن شاهنامهها و رزمنامهها خواسته یا ناخواسته وقایع تاریخی سرزمین خود را به نسل بعدی منتقل کردهاند. نقش زنان در فرهنگ و تاریخ کرد تنها روایتگری نبوده است؛ بلکه آنان به موازات مردان و شاید به اندازه مردان در ساختن تاریخ سرزمین خود هم نقش داشتهاند. ایفای چنین نقشی نتیجه جغرافیای خاص مناطق کردنشین بود که در شاهراه ارتباطی شرق – غرب و شمال – جنوب قرار داشت. گذشته از آن سیاق معیشت مردم کرد که بیشتر مبتنی بر دامداری و کشاورزی بود، حضور زن در متن آن را به اندازه مرد ضروری میساخت. همچنین در حوزههای اجتماعی و فرهنگی هم نقش آفرین بودهاند. حضور زنان کرد در جامعه اسلامی بیش از هر زمانی در منابع قرون ششم و هفتم هجری انعکاس یافته است که سلسله کردتبار ایوبی بر بخشهای زیادی از غرب جهان اسلام حکومت میکرد.
منبع: روزنامه ایران