سرگذشت دانشمندان و مراکز دانش در حمله مغول

سرگذشت دانشمندان و مراکز دانش در حمله مغول

نورالله کسایی

چکیده: در این نوشته برآنیم که تنها از سرگذشت دانشیان و نهادهای دانش و آموزش در ماجرای حملۀ مغول آن هم از دیده ها و شنیده های کسانی سخن بگوییم که در این روزگار وا اسفا زیسته، از متن حوادث نیم جانی به در برده اند. با این همه کوتاه سخنی از اوضاع سیاسی و زندگی اجتماعی مردم و سرزمین هایی که قربانی این مصیبت جانکاه شده اند ضروری می نماید و نیز یادآور می شویم که ایران در گذرگاه حیات پرمخاطرۀ سیاسی خود هیچ گاه در رویارویی با سپاهی سازمان یافته و بزرگ و جنگی فراگیر شکست نخورده و خود را نباخته است، بلکه رواج تدریجی جهل و بیخردی، زمینه ساز بیخبری ها و به دورماندن از واقعیات، و نیز شکاف بین دولت و ملت، فرسودگی درونی دستگاه حاکمه و گسستن پیوندهای اعتقادی مردم با حکمرانان و سرخوردگی آنان از حکمرانان شده و این خود نفوذ و هجوم نیروهایی را در پی داشته که نه چندان چشمگیر بوده اند و نه چندان خطرناک، اما ناباورانه و آهسته به درون راه یافته و کار ملک و ملت را ساخته اند. این مقاله همچنین پاسخی است به آنها که تنها گفتند: «تاتار آمدند و کشتند و سوختند و بردند و رفتند»، اما نگفتند چرا؟ بیان برخی از آشفتگی های سیاسی اجتماعی سرزمین های شرقی آسیا، و نفاق حکمرانان و نیرنگ خلیفگان و نیز بخش هایی که از سوانح حملۀ مغول مصون مانده و پناهگاه دانش و دانشمندان آسیب دیده از این مصیبت دردناک شده و رجال با دانش و درایت ایرانی که در این مرحلۀ خطیر با نفوذ معنوی و سیاسی در دستگاه حکمرانان تاتار منشأ خدمات علمی و اجتماعی شدند از دیگر گزارش ها در این مقاله است.

نامه پژوهش بهار، 1376 شماره 4

دریافت مقاله

منبع: پرتال جامع علوم انسانی

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.