
سجاد آیدنلو
در حوزۀادبیات و علوم انسانی برپایۀ ویژگیها و دلایلی چون: اختلاف تظریات، تفاوت پایگاه علمی و میزان معلومات و گاهی متاسفانه رشک ورزیها و نقد شخصیتهای برخاسته از این علل، بسیار اندک شمارند، استادان و پژوهشگرانی که فضل و فضیلت آنها به تأیید همه یا بیشتر بزرگان دیگر این عرصه برسد و به تعبیر حافظ:
گویند ذکر خیرش در خیل عشق بازان
هرجا که نام حافظ در انجمن براید
در میان چهرههای ادبی معاصر، شادروان استاد دکتر عباس زریاب خویی یکی از این نادران معدود است که تقریباً تمام استادان و محققان برجستۀ فرهنگ و ادب ایران از مقام علمی ایشان با شگفتی و تحسین یاد کردهاند. دانشوران و صاحب نظران ادبیات و علوم انسانی را از نظر کیفیت مطالعات و پژوهشها به دو گروه عمده میتوان تقسیم کرد، نخست: محققانی که به صورت کلی و عمومی در شاخه های گوناگون رشتۀ خویش به بررسی میپردازند و دوم: متخصصانی که به طور کلی گرایشی در یکی از موضوعات زمینۀ تحصیلی خود مطالعه میکنند. در بین این هر دو دسته از پژوهندگان کمتر میشود شخصیتی را یافت که در کنار تخصص در یک موضوع، از جنبههای دیگر نیز آگاهیهای ژرف و در حد تخصصی داشته و یا اینکه برعکس: «در همه فن صاحب یم فن» باشد. دکتر زریاب خویی در شمار آن فرهیختگان برگزیده و استثنایی است که عالیترین نمود اجتماع تخصص و جامعیت در شخصیت علمی بی همال ایشان دیده میشود و بر بنیاد این امتیاز ویژه است که مرحوم زرینکوب ایشان را: «انسیکلوپدی گویا و زنده، پرمایه و مطمئن و انسان نادرالوجود به معنی واقعی کلمه در بین همعصران خود» خوانده و دکتر محمدامین ریاحی نوشتهاند: «مردی که نظیرش هرگز نخواهد آمد… جامعیتی داشت که نظیرش را نمیتوان یافت.»
کتاب ماه ادبیات و فلسفه آذر 1381 شماره 62
منبع: پرتال جامع علوم انسانی