
نویسنده: محمدعلی نویدی
بنیان هستی و زندگی انسان، با حیات اجتماعی و نظم و سامان امور نسبت حقیقی و وجودی دارد؛ و از جانب دیگر، تحقق و تحصل انتظام و انسجام زندگی، با حکومت و حکمرانی و قدرت و سیاست مرتبط است. به تعبیر بهتر، انسان و زندگی و جامعه، با تفکر و تدبیر از یک طرف، نهادهای قدرت و سیاست و اجتماع، از طرف دیگر، مناسبت و موافقت دارند؛ نیرومندی زندگی و جوامع و حاکمیتها، از نیرومندی و قوت تفکر و اندیشه و تدبیر ناشی میشود؛ و برعکس، اندیشهها و فکرها و تدبیرها، با قدرت نظام و ملک و ملوک و انتظام امور اجتماعی، نیرو میگیرند و قوی میشوند. مثال و مصداق بارز این قاعده و اصل در تاریخ سلسلهها و دودمانها و نسلهای حاکم فراوان دیده شده است؛ یعنی، همواره در طول تاریخ و زمان زندگی انسان و جوامع بشری، قوت تبار تفکر، با قدرت تبار و خاندان حاکم «دودمان» و سلسله پادشاهان و حاکمان، نسبت مستقیم داشته است، اثر و نقش خواجه نظامالملک در تاریخ و تبار تفکر و قدرت و سلطنت با این دیدگاه و از این منظر، شاید، بهتر بتوان مورد مطالعه و بررسی و تحلیل قرار داد.
در واقع، نیرومندی تفکر و اندیشه و تدبیر نظامالملک، با قدرت سلجوقیان و وسعت و دامنه و درازی حکومت آنان از یک طرف، و امکان و امتداد اندیشهورزی و سیاستگذاری خواجه از سوی دیگر، به هم وابسته و پیوسته بوده است. سلجوقیان از اندیشه و تدبیر نظامالملک، نیرومند شدند، و نظامالملک، از امکانات و قدرت آنان، عرصه و میدان تفکر و تدبیر و فعالیت پیدا کرد.
خواجه نظامالملک، یک شخص معمولی و عادی نبود، او خود محقق و اهل تفکر و تدبیر، و نیز، حامی و پشتیبان، اهل فکر و علم و هنر بوده است. «الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، ج، ۱۰». مضاف بر آنچه از خصایص خواجه نظامالملک گفته شد، بنیانگذاری و تبار نهادی وی در دانشگاه و مدارس نظامیه، عامل دیگری را نقشآفرینی وی در تاریخ تفکر است. فهم و درک و مطالعه و بررسی دوران و عصر خواجه، از جمله عوامل اصلی، ادراک چگونگی نقشآفرینی او است؛ دوران خواجه، دوران دگرگونی و به همآمیختگی اندیشهها و نهادهای اجتماعی و سیاسی بوده است؛ ظهور عنصر ایرانی در قدرت و حاکمیت، که از ابتدای خلافت عباسیان آغاز شده بود، با تجدید حیات تدریجی نهادهای سیاسی ایرانی تحت حمایت، سامانیان و غزنویان و سلجوقیان، استمرار یافت. گویی، این دوران میدان سنجش اندیشهها و تدبیرها، در حوادث و اوضاع و احوال، سیاسی و اجتماعی و عبرت از تاریخ بوده است؛ در درون تفکر اسلامی و گفتمان فرهنگ و تمدن دینی، اندیشه ایرانی و قدرت سلسلههای نشات گرفته از عناصر ایرانی، با روند تکاملی و فرهنگی، نه نزاع عقیدتی و مذهبی، راه خود را گشوده و پیش رفته است، یعنی، دو عنصر، جهتگیری به سمت تفکر اسلامی و عنصر ایرانی، با هم عجین و آمیخته شدند؛ خواجه نظامالملک، در چنین دورانی اثرگذاری و تبارمندی فکری و عملی داشته است.
نظامالملک، «۴۰۸ – ۴۸۵» هجری قمری، و «۱۰۱۸-۱۰۹۲» میلادی، زندگی و فعالیت کرده است؛ اسم کامل وی، ابوعلی حسن پسر علی پسر اسحاق طوسی است، ولی شناختهشده و معروف به خواجه نظامالملک، بوده است؛ وی از وزاء و دانشمندان و اندیشمندان و نویسندگان عهد سلاجقه بوده است. خواجه نظامالملک، در نوقان طوس به دنیا آمده و در نزدیکی نهاوند یا بروجرد، به دست فداییان اسماعیلیه به قتل رسیده است «این فداییان اسماعیلیه، همان اسماعیلیه نزاریه است که با حسن صباح و الموت نسبت دارد و پسر خواجه «فخرالملک» نیز به دست آنان به قتل رسید» یعنی، نزاع آنان، نزاع عقیدتی و مذهبی بود نه مخالفت تدبیری و اندیشگی. باری، نظامالملک، با تدبیر و کفایت خود، سبب قوت و قدرت سلجوقیان و ایفای نقش ماندگار در تاریخ ایرانزمین و تاثیرگذار در میان اهل فکر و علم و سیاست و حکومت بوده است، وی مدت، سی سال وزارت داشته است، که ده سال آن در دوران «الپ ارسلان» و بیست سال آن در عهد و روزگار «ملکشاه سلجوقی» بوده است.
خواجه نظامالملک، علاوه بر تدبیر و سیاست خردمندانه در عمل، با نگارش آثار فکری و علمی، همچون، سیاستنامه، که از آثار مشهور نثر فارسی است، و سیرالملوک و وصایا، در آیین فرمانروایی و مملکتداری و سیاستورزی، تبار فکری، ماندگاری ایجاد کرده است. بیتردید، تاسیس مدارس و خانقاهها و بیمارستانها، در بلاد گوناگون ایران، «مثل، نیشابور» در اثرگذاری عملی، نقش داشته است. «لامعی گرگانی و امیر معزی او را بخاطر این کارها، بسی ستودهاند» سیاستنامه، اندرزهای ابتکاری و منقولاتی از قرآن و احادیث و گفتههای مشاهیر و حکایتها و جوهره اندیشه نظامالملک را بیان میدارد؛ خواجه با روش ساده و روشن و بدون تصنع و تکلف، این کتاب ماندگار را نوشته است؛ این کتاب در اقصای عالم از پاریس، مسکو، آلمان، انگلیس، و جاهای دیگر، به چاپ رسیده و تاثیر گذار بوده است «دایره المعارف فارسی، مصاحب»
خواجه نظامالملک، با تفکر و تدبیر خود، در زمانی که خلفای عباسی، به انحطاط رسیده بودند و غزنویان و آلبویه، سقوط کرده بودند؛ موجب قدرت سلجوقیان شد و خود فکر و قلم خود را عامل بقا و گسترش سلطنت سلجوقی ندانسته است؛ «سیاستنامه» چون، سلجوقیان، شبانان و چادرنشینان و کوچنشین بودند که پس از غلبه بر غزنویان، در سال ۴۳۱ هجری قمری، ۱۰۴۰، میلادی، با اندیشه و تدبیر نظامالملک، تبدیل به امپراطوری عظیم شده بودند، همیشه پشت یک قدرت و عمل بزرگ و اثرگذار یک اندیشه بزرگ نهفته است، امپراطوری سلجوقیان از سیحون و جیحون تا بسفر را فرا گرفته بود.
اما، راجع به خود خواجه، او تحصیلات خود را با فقه و حدیث و حقوق آغاز کرد، پدرش میخواست، فرزند قضا و قضاوت پیشه کند، بدینسان، تربیت او را به عبدالصمد فندورجی، که از فحول و اکابر، فضلای این دانش بود، سپرد؛ «وصایای خواجه نظامالملک» خواجه، پس از اتمام تحصیلات، به بخارا و مرو و غزنه سفر کرد، و لاجرم، در مرو به سمت مشیر و کاتب فرزند «چغری بیگ داوود»، منسوب و مشغول شد؛ یعنی، الپ ارسلان.
الپ ارسلان، پس از آنکه در سال ۴۵۵،۱۰۶۲ بر اریکه قدرت و سلطنت رسید؛ به توصیه علی بن شاذان، حکمران بخارا، خواجه را برکشید و منصب وزارت به او داد «گنج دانش، محمدتقی خان، ۱۳۰۵»، ملکشاه، در «۴۶۵ – ۱۰۷۲» پس از پدر بر تخت نشست؛ پادشاهی او سراسر مدیون و مرهون کوششها و اندیشههای خواجه نظامالملک بود «تاریخ گزیده، حمدالله مستوفی، ۱۳۱۳» بدینسان، نفوذ و تاثیر خواجه، از پایتخت سلجوقیان تا پایتخت خلفای عباسی، گسترش یافت. در عمل کار و کوشش بیوقفه و بزرگ نظامالملک، به تحکیم و اصلاح سازمان اداری و امور اجتماعی و زندگانی زمان سلجوقیان انجامید.
البته، برخی مورخان مصاحب منبع و اثر دیگری، بنام دستور الوزاء، را نیز به خواجه نسبت دادهاند که محل تردید است؛ ولی، سیاستنامه و وصایا، تجلی اندیشههای خواجه است؛ اندیشههای او درخصوص دو نهاد اصلی قدرت آن زمان، «سلطنت و وزارت» بوده است؛ میگویند سلطان ملکشاه ۴۶۵-۴۸۵ سلطنت، از بزرگان و اهل علم درخواست کرد، که در معنی ملک و مملکتداری، اندیشه کنند، و آیین و رسم ملک و ملوک را که در روزگار گذشته ملوک از آن پیروی کردهاند، و برای خود او که لازم است رعایت کند، تدوین نمایند. بنابراین، سیاستنامه، بیان آرا و اندیشههای واقعگرایانه است که از موقعیتهای سیاسی و عملی سرچشمه گرفته است؛ و بدینجهت از شناخت و معرفت نسبت به امر سیاست و ملکداری در قرن پنجم هجری، بسیار نافع و مددرسان است. رساله وصایا، حاوی آرا و اندیشههای خواجه در باب وزارت و مجموعه اندرزهایی است که او در واپسین ایام عمر برای فرزند ارشد خود «فخرالملک» ایراد کرده است.
منبع: روزنامه ابتکار