حادثه کربلا به روایت محمد جریر طبری در پرتو نقد و نظریه ساختارگرایی

حادثه کربلا به روایت محمد جریر طبری در پرتو نقد و نظریه ساختارگرایی

تورستن هایلن – مترجم: ابوالفضل حری

اشاره: جستاری که در زیر می آید، بخشی از کتاب تورستن هایلن است درباره قیام کربلا که در اصل پایان نامه دکتری ایشان بوده که در سال 2007 در دانشگاه اپسالای سوئد از آن دفاع کرده است. عنوان اصلی کتاب حسین (ع) در مقام ناجی (Hussein as a Mediator) نام دارد  با حدود 220 صفحه حجم که در واقع نگاهی است به روایت محمد بن جریر طبری از قیام عاشورا از دیدگاه ساختارگرایی به ویژه دیدگاه لوی استروس. نویسنده اهداف خود را از نگارش این کتاب به شرح زیر می داند:

« در این جستار، من روایت محمد بن جریر طبری، مورخ، متأله مسلمان را از مرگ حسین بن علی (ع) (درام کربلا) از نزدیک تحلیل خواهم کرد. داستان این واقعه را به همان ترتیبی که پیش تر بحث کردم، اسطوره در نظر می گیرم. این تحلیل مبتنی است بر نظریه ساختار گرایی و روش لوی استروس که ای. کونگاس ماراندا، پ. ماراندا، س. مارکوس، ل. شوبلا و سایرین آن را بسط و توسعه داده اند. به همین سبب امیدوارم به دو هدف نائل آیم: اول، ارایه برداشتی ژرف تر از درام کربلا به منزله داستانی که برای طبری و احتمالاً جامعه اسلامی هم عصر او ، بنیاد مبناست. برای آن که به اهمیت درام کربلا برای طبری و عصر او پی ببریم، می بایست روایت طبری را با سایر روایت ها نیز مقایسه کنیم که این امر در فرصت فعلی مجال نمی دهد که البته انجام این مهم به تحقیقات بیش تر و جداگانه نیاز دارد.

هدف دوم من این است که دریابم تا به چه میزان و به چه ترتیب می توان ساختارگرایی لوی استروس را در روایت های اولیه و کلاسیک اسلام به کار بست. همان گونه که خواهم گفت به سختی به پژوهشی برمی خوریم که زبان عربی را از دیدگاه ساختارگرایانه بررسیده باشد. کلی تر بگوییم. از آنجا که گرایش به نوشته ها و نظریه های لوی استروس در پایان دهه 1970 رنگ باخت، چندان مرسوم نبوده است که چارچوب نظری و روش شناختی او در مطالعه تاریخ ادیان به کار آید».

کتاب ماه دین، سال دوازدهم دی 1388 شماره 147

دریافت مقاله

منبع: پرتال جامع علوم انسانی

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.