
امیرحسین مدنی
چکیده: شکست حکومت ساسانی در مقابل اعراب، دورۀ جدیدی را به لحاظ «تاریخی» برای سرزمین ایران رقم زد، اما فرهنگ پربار و کهن ایران باستان، هرگز با این شکست، دچار زوال و فراموشی نشد؛ بلکه در دورۀ اسلامی به حیات خود ادامه داد. یکی از باورها و آیینهایی که در طول تاریخ، دچار تطوّرات و اَشکال بسیاری شده و مسیر پرفراز و نشیبی پیموده، «آیین جوانمردی» است. نظریۀ متداول در این باره آن است که «فتوّت و جوانمردی» برگرفته از «تصوّف» است و از آنجا که تصوّف نیز، خود از تعالیم اسلامی سرچشمه گرفتهاست، پس جوانمردی، اصل و سرچشمهای اسلامی دارد. با وجود اینکه نمیتوان یکسره از تأثیر فرهنگ اسلامی در «فتوّت» چشمپوشی کرد، اما نادیده گرفتن خاستگاهها و ریشههای ایرانیِ آیین جوانمردی نیز منصفانه و منطقی نیست و مگر میتوان فرهنگ و تمدّنی که شالودۀ آن را سه بنمایۀ «خرد»، «نیکی» و «هنر»، تشکیل دادهاست، یکسره نادیده گرفت؟ نگارنده در این مقاله کوشیده است علیرغم دیدگاههای متنوّع، متفاوت و گاه متناقض پژوهشگران دربارۀ آیین جوانمردی و اختلاف در سرچشمهها و مبانی و اصول آن، به سرچشمههای ایرانی این آیین و تأثّر احتمالی آن از فرهنگ و تمدّن پیش از اسلام اشاره کند. بدین منظور، در سه بخش مستقل، تأثیرات ایران باستان، آیین زرتشتی و ادیان مهری و مانوی را بر طریق فتوّت بررسی کرده و معتقد است که این تأثیرات، به معنای توافق و تطابق محض و یا اخذ و اقتباس تمام نیست.
منبع: مجله مطالعات ایرانی، دوره 20، شماره40، دی 1400