بررسی برخی از معانی واژه «خود» در متون قدیم

بررسی برخی از معانی واژه «خود» در متون قدیم

فرحناز وطن خواه

چکیده: دور از حقیقت نیست اگر بگوییم در زبان، واژه ای بدون معنا وجود ندارد، به گونه ای که در زنجیره به هم پیوسته کلمات که جمله معناداری ایجاد می کند، هرکدام از واژه ها، به تنهایی معنای خاص داشته یا مکمل و متمم معنای واژه ای دیگر هستند و گاه در حوزه دستوری یا به اقتضای حال و مقام در جمله، مفهوم خاصی می گیرند و یا نشانگر تاثیر یک لهجه یا حوزه جغرافیایی در کلامند.بنابراین اطلاق «زاید» برکلمات در حوزه عمیق زبان، اطلاقی نادرست است. از سوی دیگر برخی از کلمات در متون قدیم معنای متعددی دارند، حال آنکه هیچ نشانی از این معانی در کتاب های لغت نیست. ازاین رو با آنکه رایج ترین شیوه دریافت معانی واژه ها، مراجعه به کتاب های لغت است، لیکن گاه جز با مقایسه و تطبیق متون مختلف، استخراج معانی صحیح امکان پذیر نیست.کلماتی مانند: خود، باری، آخر، مگر، الحق، عمدا، همه و … از این گونه می باشند.در تحقیق حاضر با بررسی واژه «خود» برخی از معانی این واژه را در متون نظم و نثر ذکر نموده ایم.کتاب های مورد استفاده در این تحقیق، از میان برخی متون نظم و نثر قرن چهارم تا هشتم برگزیده و نمونه هایی در متن با ذکر نشانی آمده است.

ادبیات فارسی دانشگاه آزاد مشهد، پاییز 1389 شماره 27

دریافت مقاله

منبع: پرتال جامع علوم انسانی

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.