نکات عرشیه شماره 9

نکات عرشیه شماره 9

ادامه گفتار دوم: سید محمدتقی هاشمیان

عوامل شکوفایی و مانایی فرهنگ و هنر ایرانی

در طراحی ایرانی گونه ای از سمبولیسم اسلامی با ریشه های عرفانی حضور دارد و ارزشهای زیبا شناختی در قالب طرح و نگارهها با ویژگیهای هنر تزیینی ناب مشاهده میگردد هنر انتزاعی در طراحی ایرانی جایگاه ویژه ای پیدا می کند و جای نقش انسان را نگارههای اسلیمی و گیاهی و انتزاعی دیگر می گیرند.
سخن تیتوس بورکهارت این تحول فرهنگی را در هنرهایی هم چون هنر فرش در ایران و دیگر سرزمینهای اسلامی به خوبی نشان میدهد. او درباره ی منبع واقع گرایی در هنر اسلامی می نویسد: فقدان شمایل در اسلام صرفاً جنبه ی سلبی ندارد، بلکه واجد ارزش مثبت است هنر اسلامی با حذف هر گونه تصویر انسان نگارانه لا اقل در حوزه ی دین به بشر مدد میرساند تا کاملاً خودش باشد. او به جای این که روحش را در خارج از خود منعکس کند میتواند در مرکز وجود خویش جایی که هم خلیفه و هم بنده ی خدا است باقی بماند هدف هنر اسلامی به طور کلی ایجاد فضایی است که بشر را در مسیر شناخت شان ازلی خویش یاری برساند. بنابراین، از هر چیز یا قالبی که بتواند حتی به صورت نسبی و موقت به صورت بت در آید، پرهیز می کند هیچ چیز نباید بین انسان و حضور غیبی خداوند فاصله بیندازد.
هنر اسلامی این چنین فضایی تهی می آفریند همه ی اضطراب ها و وسوسه های افسار گسیخته ی دنیا را از میان بر میدارد و به جای آن، نظم و نظامی می آفریند که مبین ،توازن صفا و آرامش است در واقع علاوه بر این که نقاش، طراح و هنرمند سعی دارد تا در فضای اسلامی عرصه ی آفرینش خود را از محدوده فردیت خارج کند این خروج نیازمند بهره گیری از منشاء عالمانه ای است که با صراحت در بطن دین برای او مکشوف نیست تا پیش از اقدام او در آفرینش، عرفان در حوزه ی ادبیات و خصوصاً شعر وارد شده و کلام او توانسته است حصارهای فردیت را بشکند و به عالم دیگر برسد و از انسان به مفهوم کلی ،اش چیزی مانند انسانیت انسان محض خلیفه الله بیافریند پس هنرمند ایرانی مسلمان از این منبع بهره می گیرد و با ورود در مسیر عرفان قادر می گردد اسلیمی را خلق کند (سپهری، ۱۳۶۹ ،۴۴) این یعنی همان مانایی است که مد نظر است چون ریشه ای عمیق در اندیشه ها و مبانی دینی و عرفانی دارد.
اسلیمی طرحی است که بیش از سایر نقشها بر آثار هنری ایران سایه افکنده است اسلیمی ها دو دسته اند که بوکهارت پیچ و تاب عرفانی آن ها را به زیبایی وصف می کند دو نوع خاص طرح اسلیمی وجود دارد اولی از به هم بافته شدن و درهم پیچیدن تعداد کثیری ستاره ی هندسی تشکیل شده که شعاع هایشان به هم می پیوندد و نقش بغرنج و بی انتهایی را پدید می آورد این طرح نماد شگفت انگیزی از مرتبه ای از تفکر و مراقبه است که طی آن آدمی وحدت در کثرت» و «کثرت در وحدت» را در می یابد. نوع دیگر که عموماً عنوان طرح اسلیمی به آن اطلاق می شود از نقش مایه های گیاهی تشکیل شده و صرفاً از قواعد توازن (ریتم) تبعیت می کند. این نقش مایهها آن قدر استلیزه شدهاند که هر گونه شباهت با طبیعت را از دست داده اند. در واقع علم ،توازن کیفیت گرافیک پیدا میکند و هر خط، طبق قاعده ی منظمی در فواصل معین در قالب صور تکمیلی خود تکرار میشود و هر سطح با نسخه معکوس خود همراه و همسان میگردد (چیت سازیان، ۱۳۸۲، ۱۰۷ و ۱۰۸) طرح اسلیمی منطقی و موزون ریاضی گونه و آهنگین است و این ویژگی ها برای روح اسلام که طالب موازنه ی میان عقل و عشق است بسیار اهمیت دارد ویژگی بارز اسلیمی های گیاهی همان نمایش حرکت و زایش است که در بطن طبیعت خواه گیاهی و یا حیوانی دیده می شود.
در هنر ایرانی اسلیمی ها در تبیین مفهوم عرفانی از کثرت به وحدت و شکل گیری شمسه، نقش اساسی دارند؛ هم اسلیمیهای نوع اول که از ستاره های هندسی تشکیل میشوند و هم اسلیمیهای گیاهی که با پیچشهای خاص خود همه حرکتها و جهتها را به راه واحد و نقطه ی وحدت بخش که نماد عالی توحید است سوق می دهند (بورکهارت، ۱۳۶۵، ۷۱-۶۸)
این مبنای طراحی اصولی را برای آفرینش گروهی از هنرها به ویژه فرش ها یی بدون تصاویر جانداران و مبتنی بر ترنجی از شمسه و زمینه ای مملو از نقش مایه های اسلیمی و نگارههای متنوع فراهم آورده که نفیس ترین آنها را می توان در دوره ی اول صفویه مشاهده کرد.

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.