نکات عرشیه شماره 8

نکات عرشیه شماره 8

ادامه گفتار دوم: سید محمدتقی هاشمیان

عوامل شکوفایی و مانایی فرهنگ و هنر ایرانی

هنر در این فرهنگ وسیله ای بوده که امکان زندگی روزمره بر اساس معیارهای اسلامی و نیز انجام فرایض دینی و تکریم شعائر مذهبی را به نحو مناسب فراهم می کرده است و از سویی می توانسته است موجبات انتقال بینش فلسفی و عرفان اسلامی را در سطح جامعه و نسلهای مختلف در حد ممکن فراهم سازد. لذا در ایران که زادگاه بسیاری از هنرهای شرقی محسوب می،شود در این زمینه ها توسعه یافته و ارتقاء پیدا کرده است مصادیق این تعالی و شکوفایی در هنر ایران را می توان در معماری و آرایههای آن و نیز هنرهای صناعی نظیر فرش و انواع زیراندازها، سفالینه ها، فلزکاری نگارگری و هنرهای کتاب ،آرایی هنرهای چوبی گچبری، سنگ نگاری و بسیاری دیگر که مملو از انواع طرحها و نقشهای متنوع و گوناگون می باشند،مشاهده کرد.هر یک از این طرحها و نقشها خود با نمادگرایی خاص، مفاهیم فرهنگی اسلام را متبلور ساختهاند. افزون بر این علایق و باورداشت ها و موضوع وقف، موجبات استمرار و حفظ این میراث فرهنگی غنی را در قرون متمادی موجب گردیده اند.

ورود و حاکمیت یک فرهنگ خاص در یک جامعه گاه ممکن است بخش هایی از هنر و فنون و صنایع آن را به طور کامل محو سازد و یا برعکس آن ها را در مسیر رشد و شکوفایی بیشتر قرار دهد و یا این که سیر تکاملی آن را متحول سازد.

ظهور اسلام و ورودش به مناطقی هم چون ،ایران تحولی شگرف در ابعاد مختلف فرهنگ مادی و غیرمادی این سرزمین بزرگ به وجود آورده که مبتنی بر مبانی نظری و اعتقادی دین جدید بوده است از جمله مواردی که تحت تأثیر مبانی فکری اسلام قرار گرفته هنرهای ایرانی بوده است هنرهای صناعی نتیجه ی رنج، اندیشه و تجربه های گرانقدر هنرمندان دلسوز و گمنام گذشته ی این کشور است که با انتقال سینه به سینه و نسل به نسل امروز در دسترس ما قرار گرفته است. اهمیت این هنرها در صحنه های اجتماعی و اقتصادی بر هیچ کس پوشیده نیست به ویژه که به عنوان قدیمی ترین کالاهای صادراتی کشور و پراشتغال ترین هنرها و پرتقاضاترین کالاهای هنری کشور جایگاه ویژه ای در زندگی روزانه مردم و در نتیجه برنامه ریزی های مسئولان در زمانهای مختلف داشته و دارند علی رغم همهی فراز و نشیب ها، این هنرها در عرصههای مختلف نقش آفرینی کرده و کارکردهای مهمی را همواره به خود اختصاص داده است از یک سو در قالب شکلهای مختلف برای پاسخ گویی به بخشی از نیازهای زیستی مورد استفاده قرار گرفته و از سوی دیگر به دلیل نیازهای عاطفی و روانی و زمینه های زیباشناختی و لطافت جویی بشر به جنبه های هنری آن ها توجه شده است. هم چنین به دلیل این که در عرصه های مختلف زندگی ظهور و بروز داشته در خلوت زندگی بشر راه داشته در عبادتگاه و محافل اجتماعی او نفوذ یافته و گاه در جایگاه نمادها قرار گرفته به بعد فرهنگی آنها هم توجه می شود. به علاوه این هنرها موجبات ارتزاق عده ای را که به طور مستقیم یا غیر مستقیم درگیر آن هستند فراهم ساخته و به این ترتیب در عرصه ی رونق اقتصادی در طول تاریخ منطقه و کشور ایفای نقش کردهاند در مجموع این گونه موارد، برای هنرهای ایرانی جایگاه اجتماعی و حتی سیاسی فراهم آورده و توجه حکومت ها و نیز اولیای فرهنگی و دینی را در هر دوران به خود جلب کرده است (چیت سازیان، ۱۲۸۲، ۱۰۲) شک هنرهای صناعی با این میزان اهمیت و کارکرد از تأثیرات افکار و اعتقادات مردم جامعه بی نصیب نمی ماند در فرهنگ ایرانی- اسلامی گستره ی حرکت انسان از «فرش» تا «عرش است انسان از ،فرش چشم به جهان می گشاید و در عالی ترین مراحل آن در بهشت بر فرشهایی که آستر آن ها از حریر و استبرق است در کمال عزت تکیه می زند این در حالی است که آنها بر فرش هایی تکیه کردهاند با استرهایی از دیبا و ابریشم و میوههای رسیدهی در آن دو باغ بهشتی در دسترس است.» (الرحمن ۵۴)

هنرهای صناعی در فرهنگ ایرانی یک وسیله است برای پرواز و هر چه این وسیله راهوارتر باشد پرواز بهتر و عالی تر صورت خواهد گرفت. هنرهای صناعی هم چون سایر هنرهای ایرانی- اسلامی مبنای قدسی دارد به عبارت دیگر هنری مورد حمایت اسلام است که اولاً مبتنی بر اندیشه ی الهی باشد، ثانیاً شائبه ی غیر وحدانی آن نباشد و ثالثاً مانعی برای ناب گرایی اسلامی به شمار نرود.

بنابراین مجموعه ی هنرهای صناعی در فرهنگ ایرانی- اسلامی هنرهایی است والا و شایسته ی تکریم که در عرصههای گوناگون زندگی انسان کاربرد دارند و علاوه بر آن در خلوت عرفانی او نیز ایفای نقش می کنند.

در این بینش از هنرهای تزیینی و کاربردی صناعی و کتاب آرایی معمولی تا آثار  نفیس جای می گیرند و تنها مبنای این بینش اندیشه و فکر اسلامی است که در هر  مورد بروز خود را در این هنرها به نحو مناسب نشان می دهد.

به واقع قالب هنرهای ایرانی در دوره ی اسلامی به هنر انتزاعی یا آبستره تبدیل  شده که ارزشهای زیباشناختی آن مشخصاً در قالب» و «رنگ» نهفته است. نتیجه  ی این دیدگاه قدیمی خلق آثار هنری فراوان با ویژگیهای نیمه سحر آمیز و نیز  هنرهای تزیینی ناب بوده است.

ایران که مهد هنرهای گوناگون است در میان سرزمینهای اسلامی نقش  اساسی تری را ایفا کرده و با الهام از این مبانی فکری اسلام به تکامل و پرورش  هنرهای صناعی خود بی وقفه ادامه داده و با خلاقیتهایی که هنرمندان ایرانی بروز  داده و می دهند در ارتقای سطح این هنرها توفیق یافته است.

 

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.