
منصوره اتحادیه (نظام مافی)
تاریخ زن را باید مبحث جدیدی در تاریخنگاری ایران محسوب کرد. زنان نیمی از جامعه را تشکیل می دهند، نیمه ای که در گذشته به آن توجه نمی شد. مردانی که تاریخ می نوشتند، به آسانی از کنار زنان می گذشتند و آنان را از تاریخ بشریت حذف می کردند. مردان فعالیتهای خود را مهم می دانستند و مشغلۀ زنان را بی اهمیت تلقی می کردند و درباره آنان خاموش می ماندند و اگر هم از زنی صحبت می شد، او را با معیارهای مردانه می سنجیدند؛ ولی باید دانست که بدون توجه به نقش زن در اجتماع، چشم انداز تاریخ فردای ما، روشن نخواهد بود. بدون مطالعه گروه اجتماعی زنان، تحولات جامعه معنی و جایگاه درستی نخواهد یافت.
اینجانب براین باور است که تا تاریخ زنان در ایران بررسی نشود هرگونه بررسی تاریخی جامعه، محدود و دور از واقعیت خواهد بود. اگر سفرهای ناصرالدین شاه به اروپا اهمیت تاریخی دارد، اگر قراردادهای سیاسی، تأسیس دارالفنون، تشکیل قوای قزاق و شورای دولتی باعث تحول جامعه شده اند، چرا نباید بپرسیم در منازل مردانی که مصدر کار بودند چه می گذشته؟ زنانی که غالبا بی سواد بودند، چگونه از عهدۀ تربیت فرزندان خود برمی آمدند و زوجات متعدد و فرزندان بسیار چه تأثیری در اجتماع داشتند؟ و به طور کلی زنان در جامعه مردسالار قاجار خودشان را چگونه می دیدند؟
تاریخ معاصر 1380 شماره 18
منبع: پرتال جامع علوم انسانی