
نوش آفرین کلانتر – طاهره صادقی تحصیلی
چکیده: درخت از دورترین ایام، در اساطیر، آیینها و کیشهای عرفانی، دارای اهمیت بوده است. بسیاری از اقوام باستانی، آن را بهعنوان نماد جایگاه خدایان یا خود خدا میپرستیدند. در دورههای بعدی نیز وسیلۀ صعود به آسمان و یکی از راههای برقراری ارتباط با خدایان بوده است. در متون عرفانی، از نماد درخت برای تبیین مفاهیم گوناگون استفاده شده است. تکرار مضمون درخت در اساطیر و عرفان، این سؤالات را برای نگارندگان ایجاد کرد: 1. کارکردهای درخت در عرفان چه ارتباطی با کارکردهای اسطورهای آن دارند؟ 2. نماد درخت از اسطوره تا عرفان، چه مراحلی از دگردیسی را پشت سر نهاده است؟ در این جستار با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، ارتباط میان مضامین عرفانی درخت و باورهای اساطیری بررسی میشود. مطابق نتایج، برخی از کارکردهای درخت در عرفان که عبارتاند از: نمادینگی تجلیگاه خدا، معرفت، انسان کامل و آفرینش، صورت تحولیافتۀ کارکردهای درخت در دوران اساطیری است. باورهای اسطورهای با رشد فکری بشر، تغییر چهره داده اند، صورتی معقول یافتهاند و به شکل متعادلتری در ادیان نمود پیدا کردهاند. این باورهای تعدیلشده، بر اثر مجاورت یا تأثیرپذیری عرفان اسلامی از ادیان و نحلههای عرفانی قدیمیتر، وارد ادبیات عرفانی شدهاند.
منبع: ادبیات عرفانی، دوره 8، شماره 15، پاییز و زمستان 1395