
سید یدالله یزدان پناه – رضا درگاهی
چکیده: خواجه نصیرالدین طوسی در زمرۀ بزرگ ترین و پرنفوذترین عالمان مسلمان سدۀ هفتم هجری به شمار می رود. بخش عمده ای آثار وی ناظر به آثار و آراء فخرالدین رازی و در دفاع از فلسفه و ارائۀ کلامی درست و متین تدوین شده است. خواجه علاوه بر کلام و فلسفه، آثار عرفانی نیز دارد. مشکل مطالۀ آثار وی این است که گاه وی در کلام به مطالبی معتقد شده و در فلسفه از آنها دست برداشته است. وی همچنین با پذیرش محوری ترین آموزۀ عرفان اسلامی، از سطح فلسفۀ رایج نیز گذشته است. برخی معتقدند که خواجه نصیر نیز مانند عده ای دیگر از اندیشمندان، دچار تحوّل فکری شده و این اختلاف ها مربوط به دوران های گوناگون فعالیت علمی و معرفتی وی بوده است. این مقاله نشان می دهد که خواجه نصیر هم زمان همۀ این سطوح اندیشه را داشته است و نمی توان او را دچار تحوّل فکری دانست. درحقیقت، سه سطح طولی اندیشه خواجه، به ترتیب عبارتند از: کلام، فلسفه و عرفان. در این مقاله، با ارائۀ نمونه هایی، وجود این سه سطح در کار وی، اثبات شده است.
حکمت عرفانی سال اول بهار 1391 شماره 3
منبع: پرتال جامع علوم انسانی