
تقی آزاد ارمکی
این نوشته بیان میزان شباهت مبانی و اصول اندیشۀ اجتماعی ابوریحان بیرونی و ابن خلدون را در نظر دارد. به نظر می اید مطالعۀ تطبیقی – فرهر سطحی – یکی از راههای مناسب توضیح و تبیین ماهیت اندیشه می باشد. با توجه به اینکه مطالعۀ تطبیقی مقایسه ای، یاری کننده ای مقید و مناسب برای درک شباهتها و تفاوتهاست. در این صورت در کلیت مقاله اصرار در مقایسۀ موارد ( اندیشه و متدولوژی بیرونی و ابن خلدون) برای درک دیدگاههایشان می باشد. از این رو مباحث این نوشتار حول دو مسأله است:
- زمینه های شکل گیری اندیشه این دو متفکر
- متدولوژی آنها.
شناخت دقیق تر اندیشۀ اجتماعی ابوریحان بیرونی و ابن خلدون بستگی تام به نحوۀ دیدگاه فکری و تاریخی ما نسبت به جهتگیری اندیشه و میزان سهم متفکرین مسلمان در شکل گیری دانش بشری دارد. برای دستیابی به این مطلب باید میزان ارزیابی خود و دیگران را از جایگاه اندیشۀ اجتماعی مسلمین در تاریخ اندیشه با پاسخگویی به دو سوأل عمدۀ زیر دنبال نماییم:
- آیا علوم اسلامی مغایر با مطالعۀ علمی تجربی است. 2- چه نوع ارزیابی از جایگاه علوم انسانی مسلمین در تاریخ علم وجود دارد؟
کیهان فرهنگی، آذر 1372، شماره 104
منبع: پرتال جامع علوم انسانی